تبليغاتX
کرد وکردستان
                                       sanandaj  eghbal square

سنندج

سنندج، (به کردی سنه Sine) مرکز استان کردستان ایران است. این شهر همچنین مرکز شهرستان سنندج در این استان نیز می‌باشد. این شهر قریه‌ای بوده‌است از قراء کردستان و به «سینه» و «سنه» مشهور بود. بخاطر قلعه‌ای که خاندان اردلان در آنجا بنا کردند به «سنه دژ» یا سنندج معروف شد.

شهر سنندج در موقعیت ۱۴ درجه و ۳۵ دقیقه عرض شمالی و ۴۷ درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ دارد. شهرستان سنندج به مساحت ۵۰۲۳ کیلومتر مربع از شمال به "ميان دو آب"، از جنوب به "کرمانشاه"، از مغرب به "مريوان" و از شرق به "قروه" و "بيجار" محدود می‌شود. این شهر از طریق چهار شریان ارتباطی با شهرهای استان و مرکز استان‌های همجوار و مرکز کشور در ارتباط است.

در نزدیکی سنندج سد بزرگی به نام "سد قشلاق" ساخته شده‌است که آب شهر و ناحیه را تأمین می‌سازد. زبان مردم سنندج "کردی" است.

جمعیت شهر سنندج در سال ۱۳۳۵ برابر با ۴۰۶۴۱ نفر با ۷۹۰۰ خانوار بوده‌است. در سال ۱۳۴۵ جمعیت شهر به ۵۴۵۷۸ نفر و ۱۰۶۱۵ خانوار رسیده‌است. نرخ رشد جمعیت در این دوره ۲٫۹۹ درصد بوده‌است که در مقایسه با نرخ رشد سایر مراکز استان‌ها در کشور نرخ رشد بالایی می‌باشد. این افزایش نرخ رشد در شهر سنندج را می‌توان معلول افزایش رشد بخش خدمات و همچنین شکل گیری نظام شهر نشینی پیوسته در این منطقه دانست. جمعیت این شهر حدود ۷۵۰۰۰۰ نفر است. البته بر طبق آمار جدید خود کشور ایران جمعیت این شهرستان با توابع بالغ بر ۱۰۰۰۰۰۰ نفر می‌باشد البته جمعیت درست سنندج ۴۵۰۰۰۰ نفر درست است و جمعیت استان ۱۶۰۰۰۰۰ نفر می‌باشد.

تاریخ

سنندج یکی از شهرهای قدیمی کردستان می‌باشد که تاریخ آن به قبل از میلاد مسیح بر می‌گردد.این شهر دارای آثار قدیمی از دوره‌های قبل از میلاد، قبل از اسلام و دوران اسلامی می‌باشد و شاهراه ارتباط سریع جنوب غربی ایران به شمال غربی ایران است.

دژ سنندج (سنه دژ) توسط حکمران کردستان در زمان سلطنت شاه صفی (۱۰۳۸ تا ۱۰۵۲ هجری) ایجاد شد. در گذشته بجای سنندج کنونی، شهری بنام «سیر» در همین مکان وجود داشت. کریم خان زند شهر را در سال ۱۱۴۶ هجری نابود کرد و پس از مدتی هرج و مرج خسرو خان اردلان بر شهر تسلط یافت. پس از او پسرش حاکم شد و سنندج در دوران او بسیار توسعه یافت.

سلیمان خان وقتی که به امارت کردستان دست یافت در سال ۱۰۴۶ ه.ق شهر سنندج را در محل روستای قدیمی «سنه» بنا نمود. شاه صفی او را متعهد کرده بود که دارالملک را از «حسن آباد» به سنندج کنونی منتقل سازد و قلاع صعب العبور کردستان را ویران کند. سلیمان خان وقتی به کردستان آمد به موجب عهد خود ضمن آباد کردن سنندج، قلعه حکومتی را در بالای تپه‌ای در محلی که امروزه باغ فردوسی سنندج گفته می‌شود، بنا کرد. و در خارج و اطراف قلعه عمارات و حمام و مسجد و بازاری هم بنا می‌کند و یک رشته قنات نیز در دشت «سرنووی» احداث می‌کند و آب آن را به شهر و میان قلعه آورد.

در "حديقه ناصری" آمده‌است که :«سلیمان خان قلاع «زَلم» و «پلنگان» و «مریوان» و «حسن آباد» را ویران نمود. که دیگر پناه و گریز گاهی برای حکام کردستان نباشد. و قلعه مختصری را نیز در اطراف این آبادی سنندج کشید» تردیدی نیست که قبل از بنای شهر سنندج در دوره صفویه، در محل کنونی این شهر آبادی قدیمی «سنه» قرار داشته‌است.

جاذبه‌های گردشگری

از مناطق دیدنی این شهرستان می‌توان مسجد جامع دارالاحسان، بازار قدیمی شهر، پارک دیدنی آبیدر (امیریه)، خانهٔ کرد، موزه سنندج و عمارت خسروآباد را نام برد.

در ۶۵ کیلومتری سنندج دهستان نوگل(نگل)واقع است که به دلیل قرآنی باستانی که متعلق به قرون اولیه اسلام است گردشگران زیادی را به خود جذب کرده‌است. به نظر می‌رسد که شهر سنندج در آغاز از الگوی معماری و شهرسازی صفویه پیروی کرده‌است. ساخت اولیه شهر سنندج با محلات آن تا دوره قاجاریه با اندک تغییراتی به همان صورت قدیمی باقی می‌ماند. جمعیت شهر در حدود ۵۰۰۰۰۰ نفر میباشد.

سنندج در ۵۰۱ کیلومتری تهران قرار دارد. این شهر بویژه در بهار و پاییز دارای طبیعتی زیبا و هوایی مطبوع است.

آثار تاریخی و جاهای دیدنی

  • عمارت امجدالاشرف
  • عمارت خسروآباد
  • عمارت مشیر
  • عمارت سالارسعید
  • عمارت وکیل الملک
  • قلعه حسن آباد
  • پل قشلاق
  • بازار سنندج و آصف
  • خانه آصف وزیری
  • مسجد جامع سنندج (دارالاحسان)
  • زیارتگاه و مسجد هاجرخاتون
  • امامزاده عبدالله
  • امامزاده پیرعمر
  • سد قشلاق (وحدت)
  • جنگلهای اطراف سنندج
  • کوه کوچکه سر
  • چشمه آب معدنی گواز
  • چشمه آب معدنی پیرسلاح
  • موزه سنندج
  • روستای نگل
  • روستای صلوات‌آباد

منبع :sanandaj.org

 

Farangis kavian shabad gharb 1387 kh

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

 

+ نوشته شده توسط راد بارز در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت |
                           chopy fatah ........    farangis kavian       

هنرمند جوان کرد خانم" چوپی فتاح"

 

چوپی فتاح در سال 1983در کرکوک متولد شد.وی در سال 1986 کرکوک را به علت فضایی که در تضاد با روحیات وی وکردها بود ترک نمود.(جنگ اول خلیج فارس وحمله وبمباران کردها توسط رژیم بعث)

وی به همراه خانواده تاسال 1987 در روستاهای مابین مرز ایران وعراق سکنی گزید.

سپس درسال 1988به اروپا رفته ودر هلند اقامت نمود.چوپی در سال 1996در یک مدرسه آواز ثبت نام نموده واصول اولیه موسیقی را فرا گرفت وتوانست زیر نظر اساتید انجا شروع به خواندن نماید وبه زودی نواختن کیبورد (ارگ)را فرا گرفت.

چوپی فتاح در سال1999به عضویت فرهنگستان موسیقی کردی المان درامد.او درانجا توانستاطلاعات موسیقی خودر را ارتقا داده وبران بیفزاید.

در انجا بخت یار وی میگردد وباهنرمند مشهور کرد کاک احمد وریا اشنا گردیده واز وی کمکهای بسیاری دریافت میکند که باعث پیشرفت هرچه بیشتر وی میگردد.

اولین اجرای فتاح در شهر دن هاگ ودر برابر نگاه بیش از سه هزار نفر جمعیت بود سپس در برنامه کردی شا نشین شبکه مید  تی وی شرکت نمود.

اولین سی دی وی در سال 2003زیر نظر وسرپرستی موسیقیدان مشهور کرد کاک مفتی برگان منتشر گردید

نام این آلبوم" ناوت چی به نم (نامت را چه بگذارم )" بود با 9 ترانه.

سال2007 البوم ذیگر وی به نام"  ناوت ده نم ژینو (نامت را ژینو میگذارم)" منتشر گردید.                     در طی هفت سال موسیقی حرفه ایی چوپی فتاح وی کنسرتهای زیادی را در ایالات مختلف کانادا کردستان وامریکا برای خیل دوستدارانش اجرا نموده است.

 

برگرفته از : سایت شخصی چوپی فتاح

ترجمه : فرنگیس کاویان

 

Farangis kavian     shabad gharb   1387 kh

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

 

+ نوشته شده توسط راد بارز در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت |
                                          golha

شعر معاصر کرد در یک نگاه

 

 

شعر معاصر کرد شعری ساختمند و در خور توجه و تأمل است. این شعر که زیرساختی جهان شمول دارد، آینه گردان افکار، عقاید و رؤیاهای مردمی است که صادقانه به درک پیرامون و اشیا و آنچه تاریخ نامیده می شود، نشسته اند. شعر معاصر کرد را می توان به دو دوره تقسیم کرد، دوره عبدالله گوران که در این دوره شعر موزون و هجایی رایج بود و دوره بعد از گوران که شاعران به شعر سپید روی آوردند.

سابقه شعر نو کردی به بیش از پنجاه سال پیش بر می گردد زمانی که شیخ نوری صالح

 

از ادبیات ترکیه، جریان نوگرایی در شعر کردی را شروع و در حقیقت زمینه را برای عبدالله گوران مساعد کرد. سال ها بعد گوران به طور جدی به این کار پرداخت و می توان گفت همان کاری را انجام داد که نیما در شعر فارسی آغاز کرده بود. گوران با درک درست خود از ساختار شعر کردی، یک باره از نظام عروض و قافیه سنتی سرپیچی کرد و از لحاظ فرم و محتوا تحولی نو در شعر کردی به وجود آورد. گوران معتقد بود نظام عروض هیچ سنخیتی با روی شعر کردی ندارد. او وزن عروضی و تساوی ابیات و تقطیع سنتی را کنار گذاشت و به بن مایه های طبیعی و اصیل کردی (وزن هجایی) روی آورد و تحولی موسیقایی در بعد آهنگ و وزن شعر کردی ایجاد کرد. عبدالله گوران معتقد بود: «موسیقی بحور عروضی خواه ناخواه جز آهنگ و وزن تکراری به سمع و طبع انسان چیز تازه ای نمی بخشد، تنها کسانی از این وزن لذت می برند که خود ناظم آن بوده اند. گوششان تسلیم طنین بحور عروضی است، به آن عادت کرده اند و در تار و پود وجودشان نفوذ کرده است. شعر کردی پذیرای این تحفه وارداتی نیست و نخواهد بود.»

تحولی که گوران در شعر کردی به وجود آورد، خیلی زود مورد استقبال قرار گرفت و شاعران زیادی به شیوه او روی آوردند. شاعرانی چون: مکری، هروی، الف.ب حوری و ... که البته همه به تقلید از گوران به شعر پرداختند و کار تازه ای ارائه ندادند و به نوعی شعر نوکردی دچار رکود شد.

همیشه با گام نهادن به یک دوران رکود، نوعی بحران پدید می آید و همین موجب تغییر وضعیت می شود. دوران رکود بعد از گوران نیز شعر کردی را بحرانی و آشفته کرده بود. همین بحران باعث شد برخی از شاعران رفته رفته از هنجار وزنی گوران و قالب شعری وی سرپیچی کرده و به تأثیر از تحولاتی که در جهان پیرامونشان در حال وقوع بود، به شعر آزاد یا سپید روی آورند. انقلاب نیما در شعر فارسی، جریان شعر فجر آتی و مکتب توفیق در ترکیه، مانیفست ۱۹۶۹ بغداد شاعران عرب، مانیفست ۱۹۶۸ شاعران مصری و جریان های شعر اروپا و ... از سری تحولاتی بودند که روی شعر کرد تأثیر گذاشتند.

اوایل دهه هفتاد میلادی شاعرانی چون شیرکو بی کس، عبدالله پشیو، رفیق صابر، لطیف هلمت و... ظهور کردند و با مطالعه و تحقیق در ادبیات جهان از طریق ترجمه عربی، به رکود شعر نوکرد پی بردند. بنابراین با توجه به نیازهای تازه اجتماعی و با انتشار بیانیه (دیدگاه ها) ضرورت تحول در شعر کردی را مطرح کردند و همین حرکت موجب تحول در ادبیات مدرن کردی شد.

چیزهای بسیاری هستند / که می پوسند، / فراموش می شوند و / می میرند / مثل: تاج، عصای مرصع و تخت سلطنت. / چیزهایی هم هستند که نه می پوسند / و نه فراموش می شوند / و نه می میرند / مثل، کلاه و عصا و کفش های «چارلی چاپلین» (شیرکو بی کس)

فعالیت جدی شاعران دهه هفتاد در دو گروه روانگه و کفری کرکوک بود. در گروه روانگه شاعرانی چون: شیرکو بی کس، جلال میرزا کریم و ... و در گروه کفری کرکوک شاعرانی چون لطیف هلمت، فرهاد شاکلی و ... حضور داشتند. آی ای آفتاب دور! / من عاشق توأم / و جز شعر چیزی ندارم / اما روزی به خاطر تو / تمام شعرهایم را / شاخ و برگب بلوط های کوهستان / و بر زبان کودکان میهنم جا می گذارم / و به سوی تو می آیم. (لطیف هلمت)

همچنین شاعران قدرتمند دیگری چون رفیق صابر، عبدالله پشیو، انور قادرمحمد، دلشاد عبدالله و ... نیز بودند که همگام با گروه های روانگه و کفری فعالیت می کردند.

در ادامه پروسه نوگرایی شعر مدرن کردی و تحولات دهه هفتاد میلادی، شاعران دیگر در دهه هشتاد میلادی ظهور کردند که میل به متفاوت بودن در کار آنان مشخص بود. از جمله گروه طلیعه هولیر که متشکل بود از: عباس عبدالله یوسف، هاشم سراج، انور موسیفی و نیز شاعران دیگری چون مهاباد قره داغی، محمد عمرعثمان، جلال برزنحی و ... و در اواخر دهه هشتاد میلادی کسانی چون بروژ آکره ای که با انتشار چند کتاب در دهه نود و ارائه کارهای متفاوت از نظر فرم و محتوا، فضایی نو در شعر مدرن کردی ایجاد کردند. وقتی بر گور پسرش خم شد / چادرش / لحظه ای آفتاب را پوشاند / وقتی برخاست / گورستان بوی شیر می داد / و آفتاب هم / پشت کوه ها پنهان شده بود. (بروژ آکره ای)

در اواخر دهه هشتاد شعر نو کردی دوباره دچار رکود شد اما این بار زمان این رکود طولانی نبود. شاعران تازه نفسی مثل بختیار علی، دلاور قره داغی و فرهاد ییربال با ارائه کارهای تازه و متفاوت به این شعر جان تازه بخشیدند. آنها با ارائه کارهای درخشان نشان دادند شعر مدرن جهان را کاملاً می شناسند، حرکت و نوآوری در کار این شاعران بسیار چشمگیر است. فرهاد ییربال در مجموعه (مانیفست دوم ویران) سعی دارد به یک فرم شکل ساختاری در شعر برسد. وی در این مجموعه به تخریب و ویران کردن عادت های ماندگار در شعر کردی پرداخته است. او استاد دانشگاه اردبیل است و از دانشگاه سوربن فرانسه دکترای زبان گرفته است. آن روزها / در حیاط خانه / درخت پرتقالی داشتیم / و شب ها بر بام خانه / ستاره هفت برادران / درخت پرتقال / در بازیگوشی یک توپ شکست / و هفت برادران / در سحرگاه سیزده سالگی غروب کرد / دیگر آنها را ندیدم / و تو راهم گرفتند از من (فرهاد ییربال)

بختیارعلی نیز به جز ارائه کارهای درخشان و ماندگار در حوزه داستان نویسی و رمان و نیز طرح پرسش های جامعه شناسانه در مقالاتش، با انتشار چند مجموعه شعر جدی با نام های «شعر»، «جلادها»، «گناه و کارناوال» و ... ثابت کرده به درک درستی از شعر مدرن جهان رسیده است. بختیارعلی در مقالات جامعه شناسانه اش سعی دارد قرائتی تازه از هویت کرد و ملت کرد ارائه دهد. بی شک شعرش نیز مطابق با همین قرائت تازه است. کسی از پنجره ها راضی نیست / گل راضی نیست / از پنجره پروانه ها را بنگرد / دل راضی نیست / از پشت پنجره عاشق شود / رؤیا راضی نیست / در پنجره به حقیقت بپیوندد / راستی اگر زندگی وسیع تر از این شود / چه کسی از پنجره ها راضی است؟

پروسه نوگرایی شعر کردی در کردستان ایران نیز پس از تحولات فرهنگی و جریان های شعر در کشورهای همسایه و تحت تأثیر این جریان ها، شروع شد. پس از انقلاب شعر نیما در ایران و دگرگونی شعر کردی توسط گوران در کردستان عراق، شاعرانی مثل سواره ایلخانی، قاسم مؤیدزاده، ریبوار، چاوه و ... در کردستان ایران با بهره گیری از انقلاب شعر نیما و تلفیق آن با ادبیات کردی و در راستای نوگرایی پا به عرصه فرهنگی شعر کردی نهادند. اما در این میان تنها سواره ایلخانی بود که به طور جدی به شعر پرداخت. هرچند تأثیرپذیری از فروغ، نیما و اخوان در کارهای او مشهود است اما در کارهای آخرش نشان داد در حال رسیدن به فضایی متفاوت است. اما مرگ زودرس به او فرصت نداد و به سال ۱۳۵۴ شمسی در بستر بیماری وفات یافت. از شوق دیدار روی ماه / در وسعت سبز آب / گل شبدر عریان شد / و آه سرد کودکی غمگین / که در حسرت روی ماه مادرش / در دام شب / فریاد می زند: / ای ماهها / در برابر ابرهای سیاه ظلم و زشتی / شجاع اگر نباشی / روشنایی روز برقله ها / با سیاهی شب و سوسوی ستاره / آمیخته نمی شود.

در اواخر دهه ۵۰ شمسی و اوایل دهه ۶۰ شمسی نیز شاعرانی چون جلال ملکشاه و علی حسینیانی و شریف حسین پناهی و... فعالیت داشتند اما جز ملکشاه فعالیت این شاعران نیز آن چنان جدی و مستمر نبود اما در دهه هفتاد شمسی شاعران جوانی ظهور کردند که با آگاهی از تحولات شعری جهان کارهایی درخور تأمل و نو ارائه دادند که از آن میان می توان معروف آقایی، ژیلا حسینی، رحیم لقمانی، سیمین چایچی و ... را نام برد و به شاعران جوان تری مثل ابراهیم احمدی، شهاب شیخی، امید ورزنده، کامبیز کریمی و ... اشاره کرد.

ابر: دوربین / رعد و برق: فلاش / باران: داروی ظهور / و دل من هم: قاب / حال تو ای سرزمینم / لطفاً برای لحظه ای لبخند بزن!(معروف آقایی) شعر کردی با توجه به نحوه ویژه و لحن بومی که دارد شعری جهان شمول به حساب می آید و در جهان نمایندگان بسیار قدرتمندی دارد، نمایندگانی مثل شیرکو بی کس و عبدالله پشیو که در ردیف شاعران نامدار جهان قرار دارند و شعرهای بی بدیل و منحصربه فرد سروده اند.

شعر کردی در نگاهی کلی دور محورهایی مثل زندگی، عشق و سرزمین می گردد و شاعرانی در هیأت سرباز و عاشق دارد. فضای شعر کردی فضای بکر و دست نخورده طبیعت است و آهنگ آن بوی موسیقی بومی و ضرباهنگ بال زدن های پرندگان اورامان را دارد. در واژه واژه شعر کردی انسان و طبیعت نفس می کشد.

اگر از منظر زیباشناسی به شعر کردی نگاه کنیم، آنچه می بینیم بیشتر شبیه تابلوی سحرآمیز است تا متنی زیبا، تابلویی که در آن اسب ها می دوند و رودخانه ها می خروشند و زندگی مثل سرودی بر لب آدم ها جاری است و مختصر کلام این که بازخوانی شعر کرد بازخوانی واقعیت و زیبایی است؛ بازگشتی است دوباره به ذات جهان که به پرواز روح می انجامد. شعر کردی در همسایگی آبشارها قرار دارد. اگر به این شعر خوب گوش کنید گوش هایتان را صدای آب پر خواهد کرد.

 

روزنامه ایران

 

Farangis kavian shabad gharb 1387 khorshidy

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

 

+ نوشته شده توسط راد بارز در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت |
                                       

سرپل ذهاب

                                                    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

شهرستان سرپل ذهاب با مساحتی بالغ بر ۱۲۷۱ کیلومتر در ۴۵ درجه و ۵۲ دقیقه طول شرقی و ۳۴ در جه و ۲۴ درجه عرض جغرافیایی در غرب کشور جمهوری اسلامی ایران و منتهی الیه شیب ارتفاعات زاگرس بر سر راه بین المللی تهران – بغداد موسوم به جاده کربلا با قدمتی بالغ بر ۲۸۰۰ سال قبل ازمیلاد حضرت مسیح با فاصله ۶۶۵ کیلومتری از تهران واقع گردیده‌است و از شهرستانهای مرزی و باستانی و زر خیز استان کرمانشاه است. قدمت این شهر بر اساس مطالعه آثار باستانی و کتیبه‌های آن از قبیل کتیبه و سنگ نوشته آنوبانینی پادشاه لولوبی‌ها که در ضلع شمال شرقی که بر سینه رشته کوه همیشه استوار زاگرس حک شده که یکی از قدیمی‌ترین و به عبارتی اولین هنر معماری رو سنگ آسیا به شمار می‌رود و نیزدکان داوود، طاق گرا و دهها اثر باستانی و تاریخی دیگر قابل دستیابی و استخراج است. این شهرستان از شمال به شهرستان جوانرود، از غرب به شهرستان قصرشیرین و کشور عراق، از شرق به شهرستان اسلام آباد و از جنوب به شهرستان گیلان غرب محدود شده‌است. ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا ۵۵۰ متر بوده و در یک تغییر ناگهانی ارتفاع نسبت به شرق شهرستان در فاصله بطول کمتر از ۱۰ کیلومتر پس از طی گردنه پاطاق به بیش از ۱۰۰۰ متر می‌رسد که این خود باعث ایجاد طبیعتی بسیار جذاب، دلپذیر و کاملاً متفاوت با اقلیم سرزمینهای قرار گرفته بر روی ارتفاعات مذکور می‌شود. علاوه بر آن این امر باعث ایجاد جریانهای آب سطحی و تغذیه سفره‌های زیرزمینی دشتهای حاصلخیز این شهرستان گردیده که نعمتی بس عظیم و حیاتی است و در کمترمکانی از عالم هستی شاهد آن هستیم. شهرستان در جلگه‌ای نسبتاً وسیع که اطراف آن را ارتفاعات و تپه ماهورهای احاطه کرده که باعث دشتهای مستعد حاصلخیز دشت ذهاب، قلعه شاهین، سر قلعه... که به نوبه خود به لحاظ دارا بودن رودخانه‌ها، سرابها و چشمه سارهای متعدد و فراوانی از جمله رودخانه الوند، دله شیر، هواسان، جگیران، کلم کبود و سراب مارا ب،، گلو دره ، پیران، سرابگرم، قره بلاغ، قلعه شاهین، سراب مامیشان و منحصر به فرد می‌باشد. شهرستان سر پل ذهاب دارای آب و هوایی با زمستانهای معتدل وتابستانهای گرم بوده و حداکثر نزولات جوی در زمستان و مقدار کمی بهار بوده و پائیز و تابستانی خشک و بی باران دارد. بر اساس تقسیم بندی اقلیمی کوپن (koppen) دارای سه اقلیم متفاوت با زمستانی معتدل و تابستانی گرم و طولانی در قسمت مرکزی و زمستانی سرد و تابستانی خنگ در قسمت شمالی و زمستانی ملایم و تابستانی گرم در قست شمال غربی با متوسط میزان بارندگی ۵۰۰ میلی متر در سال و درجه حرارت ۴/۳ درجه در سردترین ۸/۴۴ درجه در گرمترین ماه سال وبا تعداد روزهای یخبندان آن برابر با ۱۵ روز را شامل می‌شود، بطور کلی شهرستان سر پل ذهاب دارای آب و هوای با منطقه سردسیر و گرمسیر است. این شهرستان به لحاظ پیشینه تمدن تاریخی و باستانی دارای آثار متعددی حدوداً سی و دو اثر بوده که می‌توان از آثار دوره اسلامی بقعه مبارکه احمد ابن اسحاق از محدثین و صحابه ائمه و وکیل خاص امام حسن عسگری و ملاقات کننده امام زمان (عج) و سفیر خاص آن امام همام در قم بوده که مدفن ایشان از گذشته‌های دور دراین شهرستان همواره ملجاء و مورد توجه ارادتمندان بوده و همچنین آثار نقش برجسته دوران حکومت ماد، دکان داوود ، طاق گرا، آثار برجسته و نقوش مربوط به دوران هخامنشی، ساسانی ، اشکانی اشاره نمود که این خود حکایتی بر قدمت این شهر در گذشته‌ها و اعصار دارد.

برگرفته از «http://fa.wikipedia.org/wiki/

 

Farangis kavian shabad gharb 1387 khorshidy

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

 

+ نوشته شده توسط راد بارز در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت |
                                     

شیرین فرازمان

 

 

 

 

شیرین فراز اولین تیم در طول تاریخ غرب ایران است که توانست به دسته برتر یا همان لیگ دسته اول سابق صعود کند .

بازی امروز این تیم در برابر تیم تهرانی پیروزی دلیل اصلی نگارش این متن است که به اختصار به بررسی وضعیت ان میپردازد .

شیرین فراز (بخوانیم شیرین وفرهاد وبیستون مشکلات) از همان عنفوان شکلگیری که امتیاز ان خریداری گردید دجار مانع وسنگ اندازی گردید چه بسیار کسانی که به اسم ان خرده گرفتند اسمی که ما به آن وماهیتش چه حقیقت باشد چه داستان افتخار میکنیم برای بزرگی این نام ونشان همین بس که اعراب مسلمان پس از نگارش آن از نظامی خواستند داستانی به سیاق ان ولی رخداده در سرزمینهای عربی به نگارش درآورد که ماحصل ان منظومه لیلی ومجنون است. حال بماند این نام بر مردم وجامعه چه تاثیری داشته وبه قبای چه کسی برخورده.. الله اعلم

این از نمود روشن عربزدگی وپشت پا زدن ما به هویتی دیرین است ما (بخوانیم مسئولین مربوطه) از دین بزرگ اسلام همین را فهمیدیم که اینگونه داستان وقصصی مایه فسق وفجور است وبه هر تدبیری است این مثال نامها ویادها رابه باد نسیان بسپاریم                                                                                  پیشنهاد میدهیم جهت رفع هرگونه شبهه وتشدید خاطر بعضی بزرگواران اسم این باشگاه را به  جابروبلقیس یا لیلی و قیسی ویا ..... تغییر دهیم .

در ادامه میرسم به بحران اصلی تیم که همان معضل همیشگی مالی واقتصادی است این باشکاه که کاملا" خصوصی وزیر مجموعه شرکت شیرین فراز غرب کرمانشاه است  ازبدو شکلگیری با این مهم دست به گریبان بوده وهست .

اخر مگر شرکتی با وسعت وامکانات شیرین فراز غرب چقدر تحمل بار سنگین هزینه های تیمداری در سطح اول فوتبال را دارد باز باید از برادران کریمی بسیار تشکر وقدر دانی کرد که تیم را تاکنون سرپا نگاه داشته اند ان هم با هزینه ایی حداقل 3میلیارد تومان (عدد دقیق نمیباشد) مگر این شرکت در سال چقدر درامد دارد که این مبلغ را که ریسک بازگشت ان بسیلر بالا است بپردازد .

اینجاست که باید مسئولین مربوط جوابگو باشند که نتوانسته اند کمک وهمیاری رالازم به این تیم برسانند

حداقل 5 استان غرب بودو یک تیم شیرین فراز.  ایا لیاقت ما همین است که به این  صورت رقت بار میدان راترک کنیم .اقایان مسئولی که نام خدمتگذار مردم بر شملست بله شما . شمایی که نتوانستید معظلی به این کوچکی را حل کنید در سایر امور چگونه اید لااقل به خاطر دلخوشی مردم هم که شده بود به آنان کمک میکردید که اکنون بزرگی تیم بزرگی مردم وشهر ماست و ضعف ان مایه سرافکندگی مان.

گذشت آن زمانی که فوتبال صرف یک بازی بود اکنون فوتبال ودر کل ورزش سیاسی است چه بسیار افراد – شهرها وکشورها را که فقط به خاطر فوتبال میشناسند ونه چیز دیگری .

حال امروز ورزش را از بنیادی ترین اصول تمدن هر منطقه میشناسند .افسوس که ما مرده پرستیم تا از دست ندهیم قدر ان را نمیدانیم .

نزدیک به 10نماینده استان به قدر ناچیزی تتوانستند به حل مشکلات این تیم بپردازند چه بسا که وقایع سایر استانها ودیگر مناطق جهان مهمتر است .

اگر امروز بازی را دیده باشید به درد نگارنده واقف خواهد شد تیمی تهرانی با ان همه کبکبه ودبدبه در مقابل شیرین فراز نحیف وئر بستر افتاده  که فیل است با فنجان دراویخته.

آفرین بر غیرتتان ای شیرن فرازان که امروز با وجود قدرت حریف وگلهای دریافتی به هیچ وجه روحیه رادمردی وپایداری خودرا ازدست ندادید وجانانه جنگیدید.باشماییم هر جا که باشد در صدر یا قعر در عرش یادرفرش .

 

وینه بلبولان دایم له باخان                            سه لام دمه پید وه دیده وه گیان   

ارام عزیزی وه ویس نازار                           همیشه خو ه ش بود خدا نگهدار           

 

درودمان تقدیمتان دعایمان همراهتان  -----  یا علی مدد------

Farangis  kavian 1387  kh      shabad gharb

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

+ نوشته شده توسط راد بارز در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت |
                                        

                                      بررسی موسیقی کردی     


تاريخ نويسان و موسيقي دانان معروف جهان معتقدند كه كردستان مهد تمدن موسيقي جهان به حساب مي‌آيد.
 
گزنفون " تاريخ نويس يوناني در اين‌باره نوشته است: در سال ‪ ۴۰۱قبل از ميلاد، بعد از حمله يونان به ايران و شكست كوروش هخامنشي از يونانيها، هنگامي كه لشگر يونان قصد بازگشت از كردستان را داشت، كردها با خواندن نغمه‌ها و سرودهاي دسته‌جمعي يونانيها را مورد حمله قرار دادند.
گزنفون افزوده است، كه چگونه كردها در آن زمان با هنر موسيقي آشنايي داشتند و حتي از آن در جنگها هم استفاده مي‌كردند
.
در ويژه‌نامه موسيقيايي " فاسكه كه " كه در فرانسه منتشر مي‌شود، آمده است كه ايران قديم و سرزمين "ميسوپوتاميا" يعني جايگاهي كه كردها اكنون در آن سكونت دارند، قديمي‌ترين مهد موسيقي جهان بوده است
.
به نوشته اين نشريه، تمام ملوديهاي ايراني در اينجا منظور ايراني بودن ملوديها است، يعني جايي كه فرهنگ آريايي در آنجا حضور داشته است- نه مرز جعرافيايي و سياسي ايران كنوني در جهان بي‌همتا و بي‌نظير است
.
قوم كرد به عنوان يكي از قديمي‌ترين اقوام آريايي به علت بهره بردن از فرهنگ غني ايراني داراي اصيلترين موسيقي و ملوديهاي جاودان و بزرگ است.

farangis kavian 1387  kh     shabad


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط راد بارز در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت |
                                     حلقه دام

 

                                 حلقه دام

 

 

یه سه جاندادم باوان خه راوی          زخمیم وه تیر بژانگی چاوی

بوه سه قاتلم دودیده مه سی             کوشیامه وونازابرو پیوسی

خدانیشتیه ورخی کیشایه                 چن بدبخت جور مئه مالی رمیایه

خدا یه بندس یا فرشتیگه                 سرگونای خاله یا فرشتیگه

چوماهی دمی وازو وسته کئی            دل پیر وجوان وه وسوسه خئی

او ناز کردنه هر وه خوئی تییدن         چه و هیزدای بسی دل شیداکیدن

یه سه جانداده ذلف خرامانم              اگر زخمیم خوی کید درمانم

بووه سه قاتلم شیوه رنگینه              وا...خونی صد چومتینه

چو گومه وبارگا دوری به گردیام        یا نجات یا مرگ ولای بوردیام

هرکس مردیه ونیه ایی نازه               تا وه قیامت دم قه وری وازه

تال تال وه ذلفی کردیه چین چین         هر کس کفته دام دی نییلی درچین

متین کفته ناو ایی حلقه دامه               یقین بزانین کاری تمامه

 

حلقه دام  - شعر کردی کلهری

شاعر : متین

خواننده : متین

 

 

Farangis kavian     1386 kh

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است .

 

+ نوشته شده توسط راد بارز در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت |
                                              

خه نا بندان

حنا بندان

 

وه ره سرینم تئربه که شینم

بر سر بالینم بیا وبرایم به شیون وزاری بپرداز

دهنگی توم خوشه له یاسین خئوینم

دوست دارم تو بر مزارم قرآن تلاوت کنی

خه نا بندانه شایه وسمایه باوانم

حنابندان است موقع شادی وسرور فرارسیده

زماونده وجژنی کردانه باوانم

مراسم عروسی است جشن وشادی کردهاست

هر چی مالم هس بوت ادم به جل

دارو ندارم را به پایت میریزم (عدم معنی لفظ به لفظ)

وه جای شیروایه طوقه خه مه مل

به جای شیر بها طوق بندگی تورا به گردن می نهم

خه نا بندانه شایه وسمایه باوانم

حنابندان است موقع شادی وسرور فرارسیده

زماونده وجژنی کردانه باوانم

مراسم عروسی است جشن وشادی کردهاست   

او بارم شاخه واو بارم شاخه

در میان خار وتیغ گلها گیر افتاده ام

کراسی بوت در که م له گولی ناو باخه

اما به هر زحمتی هست از گلهای باغ برایت لباسی خواهم آورد

خه نا بندانه شایه وسمایه باوانم

حنابندان است موقع شادی وسرور فرارسیده

زماونده وجژنی کردانه باوانم

مراسم عروسی است جشن وشادی کردهاست   

قالی وقالیچه مخمل له بانی

حجله را با فرش ومخمل آراسته اند

زاوا دانیشته وه وبوکی له شانی

عروس وداماد درکنار هم نشسته اند

خه نا بندانه شایه وسمایه باوانم

حنابندان است موقع شادی وسرور فرارسیده

زماونده وجژنی کردانه باوانم

مراسم عروسی است جشن وشادی کردهاست

 

شعرفولکلور: شاعر ؟؟؟؟؟

آواز :حسین صفا منش (آلبوم سه روه)

 

Farangi kavian  1387 kh

 

برداشت با ذکر منبع بلامانع است .

 

 

+ نوشته شده توسط راد بارز در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت |
                         

 

شرایط ظهور (1) PKK

 

در مورد تاسیس PKK و ظهور رهبری آن با این پرسش شروع خواهم كرد: چرا PKK و رهبری آن بعد از سال 1970 ظهور كردند و نه قبل از آن؟ تردیدی در این نیست كه قبل از دهه‌‌های 1970 توان ظهور و قیام نهضتی همچون PKK وجود نداشت. یعنی قیام PKK و رهبری آن بر اساس خواسته ما نبوده است. به عبارت دیگر، بنا به میل رهبری نبوده است كه چنین جنبشی را بدین طرز و شكل بنا نهاده است. برای تولد و ظهور چنین جنبشی باید زمینه و شرایطی فراهم باشد. اگر این شرایط نباشند هر قدر هم تلاش نمایی، نمی‌توانی با زور آن را به منصه ظهور برسا‌نی، حتی اگر هم آن را تاسیس نمایی، جنبشِ ناقص وناكارآمدی خواهد بود و شانسی برای تداوم نخواهد داشت. پس وجود پایه و اساسی برای بنیاد نهادن جنبشی به این شكل و صورت ضرورت تام دارد.

این درست، كه قبل از دهه‌‌های 1970 نیز خلق كرد و كردستان وجود داشته و زیردست دشمن بودند و امكان ظهور یك جنبش وجود داشت و آن وضعیت چنین چیزی را ایجاب می‌كرد ولی آنچه مد نظر ماست، ظهور جنبشی است كه همانند PKK دارای خط‌مشی و ایدئولوژی باشد. بدین سبب در آن زمان رهبریتی همچون رهبری PKK نمی‌توانست ظهور یابد، زیرا شرایط عینی(ابژكتیو) فراهم نشده بود. همچنین نباید از یاد برد كه تاریخ هیچ وقت معضلی را به كسی كه توان حل آن را ندارد، واگذار نمی‌كند و آن را به كسی خواهد سپرد كه در چنان پایه و سطحی باشد و بتواند از عهده حل و رفع آن بريآید. این یعنی اینكه اگر تاریخ چنین مسئولیتی را به كسی سپرد حتما از عهده انجام آن برخواهد آمد و اگر تاریخ این وظیفه را به كسی نسپارد حتی اگر قصد انجام آن را داشته باشد، نمی‌تواند آن را به ثمر برساند. یعنی این مساله كار خواسته و هوس و آرزو نبوده و نخواهد بود. قبل از 19700سرمایه‌داری هنوز به كردستان گام ننهاده بود و مبارزه نوین طبقاتی شكل نگرفته بود. اقشار و طبقات موجود عموما به صورت گروه‌‌های كوچك بودند به همین دلیل اگر طبقه‌ای در سرزمینی وجود نداشته باشد مبارزه و جنبشی هم در كار نخواهد بود و در صورت وجود، آن طبقه خود را سازمان داده و در راه تحصیل منافعش اقدام به مبارزه می‌نماید و به این ترتیب اندیشه و تشكیلات قدم به عرصه وجود می‌نهد و مبارزه را آغاز می‌نماید. این موارد قبل از دهه‌‌های 1970 وجود نداشت. گرچه سرمایه‌‌داری از راه‌‌های متفاوتی برای غارت كردستان نفوذ كرده بود تا احتیاجات خود را تامین نماید. این یك واقعیت است . با ورود سرمایه‌داری پیشرفت و ترقیاتی كه تناسب و همخوانی چندانی با هدف و خواسته خلق نداشتند، بوجود آمد. چرا كه سرمایه‌داری ترك برای ارضای امیال و خواسته‌‌های خود شروع به غارت و چپاول منابع زیر زمینی و روزمینی نمود. به عبارت صحیح‌تر هدف آنها از آمدن به كردستان، نه ترقی و پیشرفت دادن آن، بلكه غارت آن بود.

سرمایه‌داری ترك به سبب نیاز به مواد خام، به كردستان وارد شد. با ورود آنان، طبقه‌ای دیگری خارج از اراده و میل باطنیشان شكل گرفت كه پرولتاریا بود. با ظهور این طبقه اندیشه و ایدئولوژی آنها نیز تولد یافت كه بعدا بر این اساس، جهت مبارزه در راه خود شناسی و حفظ و پاسداری از سود و منافع خویش قیام نمود.