تبليغاتX
کرد وکردستان
   
نوستالژیک - شماره دو (۲)

***********************************
فیلم بسیار زیبا وجذاب

کــــــرانــــــشــــیــــنـــــی
( مستاجری)
براساس شعری به همین نام از مرحوم شامی کرماشانی

************************************************
این فیلم محصول اوایل دهه ۷۰شمسی ،ساخته شده توسط صدا وسیمای مرکز کرمانشاه میباشد.به علت حجم بالا در سه قسمت تقدیم میگردد امیدوارم بپسندید.
 
******************************************************************
 
قسمت اول
 
 
 
 
 جهت دانلود قسمت اول بر روی کرانشینی -قسمت اول کلیک نمایید.(لینک مستقیم)
 
******************************************************************
 
قسمت دوم
 
 
 
 
جهت دانلود قسمت دوم روی کرانشینی - قسمت دوم کلیک نمایید .( لینک مستقیم)
 
******************************************************************
 
قسمت سوم
 
 
 
 
جهت دانلود قسمت سوم رویکرانشینی - قسمت سوم کلیک نمایید . ( لینک مستقیم)
 
 
**************************************************************
 
فرنگیس کاویان ۱۳۹۱ اسلام اباد غرب
برداشت با ذکر منبع بلامانع است.
 
 
+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت |
مصاحبه صدای امریکا با استاد ناصر رزازی

جهت دانلود روی کلمه مصاحبه  کلیک نمایید.

********************************************************

فرنگیس کاویان ۱۳۹۱ اسلام اباد غرب

برداشت با ذکر منبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 و ساعت |
ویدوئی کمیاب از
 
 استاد مرحوم صلاح داوود
 
 
جهت دانلود روی کلمه کرد وکردستان   کلیک نمایید.
 
 
*********************************************
فرنگیس کاویان۱۳۹۱ اسلام اباد غرب
برداشت با ذکرمنبع بلامانع است.
+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت |

رووژی که من بیم وه ماده ر په یدا

** سرگذشت مرحوم شامی کرماشانی بروایت خودش **

رووژی که من بیم ماده ر په یدار

روزی که من به دنیا امدم

قه و مان وه شادی وه خت بی بوون شه یدا

اقوام بسیار خوشحال گشتند

شوکر خوداوند  وه جا  ئاوردن

خداوند را به سبب این فرزند سپاس گفتند

جه شنی وه شادی من به ر پا کردن

وجشن و شادی به پا نمودند

شو یازده هوم  ساعه ت کردن خوه ش

یازدهمین شب از تولدم را نیک یافته (جهت نامگذاری)

ناو به نده نان <<شامی>> سته مکه ش

نامم را شامی(شاهمراد) قرار دادند

تا من وارد بیم  وه ی مهنه ت سه را

تا قدم بر این دنیای پر رنج ومحنت گذاشتم

وه ی دونیای پور جه ور  پور وه ما جه را

بر این دنیای پر از جور وجفا

هه نوو نه شنا سوم چه پ و راست  ده ست

هنوز دست چپ وراست خود را نمی شناختم

ده ست  جه هاندار جه هانبینم به ست

که دست روزگار مرا از قدرت دیدن محروم کرد

سی ساله نیمه  تفل خاروزار

طفل سه ونیم ساله ای بیش نبودم

ما ده رم وه ده رد سه ختی  بی دو چار

که مادرم به بیماری سختی مبتلا شد

شه ش ماه ته مام وه بان جا بی

شش ماه در بستر بیماری بود

عا قه بت ده وای ده ردش فه نا بی

سرانجام مادرم برحمت خدا رفت

له به  عده ز ده سال فه وت مادرم

بعداز ده سال از فوت مادرم

خاک یتیمیش رشیاده سه رم

پدرم را نیز از دست داده ویتیم شدم

من مه نم  ئه رای جه فای زه مانه

من ماندم وروزگار ستمگر

په ی تیر ته عنه ی خیش و بیگانه

تا که  اماج لعن وطعنه همگان قرار گیرم

زمسسان1324(1946)

زمستان 1324 شمسی

1946 میلادی

***************************

فرنگیس کاویان 1391 اسلام اباد غرب

برداشت با ذکر منبع بلامانع است

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در جمعه یکم اردیبهشت 1391 و ساعت |

 اسمر باصدای جمال محمودی

خواننده  خوش صدای روانسری

(البوم اسمر)

 جهت دانلود کلیپ تصویری روی اسمر کلیک نمایید.

*****************************************

دانلود کنید

کارهای دیگر این خواننده:

وه لاتم ایران 

(بسیار زیبا - اجرا شده در صدا وسیمای مرکز کرمانشاه)

البوم اسمر :

دانلود کامل البوم در یک فایل یپ

اسمر

کیژی هورامان

مه گری

جوان

نا هاتی 

گول نازه خانم

*********************************************

با تشکر از بزرگ سایت موسیقی کردی :

maxmusix.com

*********************************************

از وجود چنین خواننده ای با این صدای زیبا وپخته در دیارمان بخود می بالم هر چندو

متاسفانه علت کمترشناخته بودن ایشان را نمیدانم ولی سعی خواهم نمود در پستهای آتی بیشتر به

ایشان وصدای بسیار زیبایشان بپردازم.

*******************************************

فرنگیس کاویان ۱۳۹۱ اسلام اباد غرب

برداشت با ذکرمنبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در جمعه یکم اردیبهشت 1391 و ساعت |
 " بیره وه ری  "
 البوم جدید استاد ناصر رزازی به بازار آمد


دانلود با کیفیت ۱۲۸ و لینک مستقیم
*****************
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جهت دانلودکل آلبوم در یک فایل زیپ روی  birewerey zip  کلیک نمایید.


منبع :سایت تک ترانه

*******************************
فرنگیس کاویان 1391 اسلام اباد غرب
برداشت با ذکرمنبع بلامانع است.
+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت |
متن کامل مصاحبه استاد ناصر رزازی با بی بی سی فارسی

متن کامل گفتگو عنایت فانی با هنرمند ناصر رزازی،

عنایت فانی: مهمان ما یک آوازخوان است. ولی بیشتر از آن خود را یک مبارز کورد می داند. ترانه های حماسی کوردی او در اوایل انقلاب بر سر زبانها بود. او که در آن زمان پیشمرگه ی کومه له بود مجبور شد کشورش را ترک کند. ولی در خارج کشور همچنان به کار هنری و سبک حماسیش ادامه داد. او در حال حاضر در اقلیم کردستان عراق زندگی می کند و ظاهرا همه هم و غمش را بر کار هنریش گذاشته و معتقد است که مبازه همچنان ادامه دارد. اگر چه اینبار نه به شکل مسلحانه.

ولی مبارزه برای بدست آوردن چه؟

 

آقای ناصر رزازی به برنامه به عبارت دیگر خوش آمدید.

آقای رزازی شما در حال حاضر یکی از مشهورترین، معروفترین و محبوبترین خواننده کرد هستید. محبوبیتتون به سبب چیه؟ به سبب نوع ترانه هایی که می خونید، به سبب هنرتون یا به سبب اینکه خودتون رو یک مبارز کرد می دونین و سابقه مبارزاتی دارین؟

ن- من اینطور فکر می کنم که محبوبیت تنها صدا نیست. وقتی که آوازخوانی در خدمت مردمش باشه. بعد چند صفت هست به نظر من باید این در یک هنرمند یا در یک آوازخوان به هر حال هر پیشه ای را که داشته باشه این چند صفت باید دست به دست هم بدن تا بتونه این انسان رو تو مردمش محبوب بکنه. به نظر من بیشترش برمی گرده به خدمتی که من در راه هنر به مردمم کردم.

ع- فکر می کنید چه خدمتی دارین می کنین به اصطلاح از طریق هنرتون؟ یعنی دقیقا چکار می کنید که اینرو اسمشو خدمت می زارید؟

ن- بله دو. به نظر من دو مرحله رو انسان می تونه اسم بیاره. یکیش خدمت به زبان کردی. چون از طریق ترانه هایی که من می خونم میتونه زبان کردی رو نگه بداره. چون زبان کردی زبانیست که ممنوع و اصلا بکار بردنش جرم به حساب میاد. این یک مسئله.

مسئله دیگه ش هم اینه که من در راه مبارزه مردم کردستان سالهای سال مبارزه کردم. برای حقه. یعنی تحقق حقی که از دست رفت.

 

ع- شما میگین که کاربرد زبان کردی ممنوعه. ولی واقعا اینطور نیست آقای رزازی. شما می دونین که در ایران مثلا حتی در زمان شاه رادیو و تلویزیون به زبان کردی وجود داشت و مردم به هر حال صحبت می کردن به زبان کردی. اگر چه در دانشگاهها انطور که به اصطلاح خواست مردم کوردستان بود تدریس نمی شد. ولی به اون صورت هم ممنوعیت آنچنانی هم نداشت. ممکن بود در عراق و تورکیه به شدت این مسیر بود. این ممتوعیت وجود داشت و حتی منکر این بودن که اصلا قومی به نام کورد وجود داره. یا اصلا زبانی به اسم کوردی وجود داره. ولی به مرور اونها هم به طریقی حل شده. در کردستان ، امروز دولت خودمختار وجود داره. با تمام اون امکاناتی که خواسته ی مردم کورد بود، حالا براشون فراهمه. در تورکیه هم زمان عوض شده و الآن دیگه قبول می کنن که کورد وجود داره و تلاش می کنن که زمینه رشد فرهنگی کوردها رو هم فراهم بکنند.

ن- اگر کردستان عراق رو بگین، من حرفی ندارم. تو تورکیه هم همش چند سالیه . ولی من توو ایران در زمان شاه همین مشکل رو داشتیم و الآن هم داریم. صحبت کردن توو خونه و بازار زبان کردی نیست! زبان کردی مثل یک زبان رسمی ای که حق هر ملتیست در ادارات و مدارس آزاد نیست! به کار بردنش هم جرم محسوب می شه. اصلا در مدارس به هیچ وجه، نه تنها زبان کردی تدریس نمی شه حتی اگر یک دانش آموز هم دو کلمه کردی صحبت بکنه به هش می گن که حق نداری کوردی صحبت کنی. اینه مسئله.

 

ع- یعنی در واقع تلاش شما و بسیاری از مبارزان کورد اینه که زمینه ای فراهم بشه که کوردها بتونن به زبان مادریشون تدریس بشه در مدارس و همینطور در دانشگاهها بتونن مدارک به اصطلاح زبان کردی و به هر جال به زبان مادریشون بگیرن؟

ن- بله این حق کمیست. تنها مسئله زبان نیست. اصلا مسئله ما اینه که کورد مثل یک انسان در ایران بتوونه حق تعین سرنوشت خودش رو خودش به دست بگیره. کورد همه چیش ممنوعه توو ایران.

ع- و شما فکر می کنید که از طریق موسیقی که ارائه می دین و نوع ترانه هایی که می خونین دارین این زمینه ی فرهنگی رو نگه می دارین برای اینکه از بین نره یا اینکه فکر می کنین ارتقاء می دین و سطح آگاهی مردم رو ارتقا می دین تا برای حقشون بیشتر مبارزه کنن؟

ن- بله. مثلا من می تونم یک مثال براتون بیارم. در طول مبرزات کورد در هر چهار قسمت کوردستان، نزدیک به ، زیادتر از ۳۴ مبارزه و به هر حال فیام کورد در خون غلطیده شده. ولی تنها چیزی که تونسته زبان کوردی رو از مردن نجات بده، تنها ترانه های کوردی بوده! و این تنها ناصر رزازی نبوده که این کار رو کرده. قبل از من هم خواننده های رو داشتیم که این کار رو کردن. و امروز هم داریم که همین کار رو می کنن.

ع- حالا برگردیم به موسیقی شما. شما خودتون رو تحت تاثیر چه موسیقیدان کوردی می دونید. یا اصولا فکر می کنید که تحت تاثیر کسی نیستید و خودتون به اصطلاح نوع موسیقیتون متفاوته؟

ن- نخیر. ما توو کوردستان خواننده های خیلی خوب و ارزشمند و بزرگی داشتیم. نمونه، استاد حسن زیرک، استاد سید علی اصغر کوردستانی، استاد علی مردان در کوردستان عراق، استاد طاهر توفیق، استاد خالقی. خیلی ها رو دایم. من از دو سه تا از این خواننده ها تقلید کردم وقت خودش. یکیش استاد حسن زیرک،یکیش استادمحمد ماملی، یکی هم استاد طاهر توفیق. تا تونستم کم کم من راه خودم رو پیدا کردم و خودم شدن یک خواننده ای. البته درست نیست من اینرو بگم. مردم باید بگن. تا شدم یک خواننده ای که تونستم من خودم آواز بسازم، خودم تونستم شعر بگم. بعد می تونم بگم که ناصر رزازی امروز یک سبکیست توو موزیک کردی.

ع- و شما فکر می کنید که مثلا خواننده گانی مثل شما که تمرکزشون بیشتر روو مسئله هویت ملیه بایستی این سبک رو ادامه بدن. یعنی فرض کنید به عنوان یک وظیفه بهش نگاه می کنند یا اینکه به هر حال به موسیقی به عنوان یک هنر نگاه کنند که همه جوانب هنر رو در بر بگیره؟ مثلا اگر لازم باشه، بخشی از کارهاشون خوندنه ترانه های عاشقانه، محلی و ترانه هایی باشه که لزوما ربط مستقیم به مسائل ملیتی نداشته باشه.

 

ن- درسته. ولی من تمام این رشته ها رو خوندم. ترانه سیاسی، ترانه انقلابی ، ترانه میهنی، ترانه عاشقانه، ترانه های فلکلور، ترانه هایی درباره طبیعت کردستان. و این زور نیست هر کسی بخاد این کار رو بکنه ولی من مثل یک کورد اینرو وظیفه می دونم. اینرو یک وظیفه ملی می دونم. باید اینکار رو کرد. چون ما از هر حقی یعنی از سیاسی بگیر، از اقتصادی بگیر، از اجتماعی بگیر، از فرهنگی بگیر، از هیچ حقی توو کوردستان ایران برخوردار نیستیم.

ع- و شما نتیجه ای گرفتید از این کار فرهنگیتون و کار موسیقیتون و کار هنریتون، یعنی نتیجه ملموسی که به واسطه کار هنری و موسیقی آقای ناصر رزازی یعنی مثلا این اتفاق خاص افتاده؟

ن- البته این سوال رو نباید از من کرد. باید از مردم پرسید. نمی دونم. ولی اگر من به صورت یک وظیفه ملی بهش نگاه بکنم شاید.

ع- ولی ممکنه حالا از یک جنبه های دیگری ایراد بگیرن که درسته که شما برای یک هویت ملی و برقراری و پایداری به اصطلاح هویت کورد دارین تلاش می کنین. ولی از این طرف هم ممکن است از اون طرف پشت بووم بیوفتین و در گیر مسائل ناسیونالیزم کرد بشید و فراموش کنید که به هرحال همه چیز در گرو ناسیونالیزم کورد نیست یا هر ناسیونالیزمی؟

ن- البته من نمی گم ناسیونالیزم به عنوان نژادپرستیش. من میگم ملی. به نظرم. کوردی هم ” نه ته و ه یی” می گیم. من اینطوری فکر نمی کنم. از طرف ملتم که من اصلا همچین چیزی ندیدم . شاید از طرف رژیم حاکم و به هر حال کسانی که کوردستان را به این وضعیت در آوردن. بله صد در صد.

ع- در نهایت به دنبال چی هسنین اقای رزازی؟ یعنی شما و امثال شما که در عرصه هنری کار می کنید ولی صداتون بارزه از نقطه نظر مسائل ملی کردستان. نهایتا شما به عنوان کوردهای که در خاک ایران زندگی می کنید چی می خاید؟

ن- ببینید، متاسفانه من قبل از جواب سوال شما باید از حزبهای کردستان گله کنم. چرا؟ برای اینکه من به این نتیجه رسیدم که حزبهای کردستان نتونستن جواب خواست مردم کورد را بدن. مثال می آورم. حزبهای کردستان نتوستن مبارزه ملت کرد رو، کلا فرهنگ و زبان و آداب و رسوم ملت کورد رو به ملیتهای دیگر ایران معرفی بکنن و بشناسانند. و به همین دلیل است که من هم مبارزه می کنم و به همین دلیل است که من از ایشون انتقاد گرفتم. و این من رو وادار کرده که این راه رو ادامه بدم. وگر نه، من غیر از خدمت هیج هدف دیگری ندارم. و همیشه اینرو یک وظیفه ملی دونستم. چون کورد انسانه ، کورد و فارس یک ریشه ان. ایران کشوریست چند ملیتی. به نظر من هیچ ملیتی برتری بر ملیت دیگر نداره. ولی که وقتی می بینم در ایران این همه ظلم، این همه ستم به کورد روا می شه، منم مجبورم این راه رو پیش بگیرم.

ع- حالا شما انتقاد می کنید از احزاب کردستان ولی برای مدت طولانی شما خودتون بخشی ازاین همین احزاب کورد بودید و پیشمرگه کومه له بودید. و جوونتون رو گذاشته بودین کف دستتون و با این حزب بودین و می جنگیدین!

ن- نمی گم تمام ملت کورد. ولی خیلیها شاهدن که از روز اول، ناصر رزازی توو کومه له، توو مبارزه کوردستان ملیگرا بوده. همیشه گفتم، نه کمونیست، نه اسلام مشکل ما نیست. مشکل ما مشکل ملیست.

ع- یعنی انتفاد شما به احزاب کردستان، کومه له و حزب دمکرات کردستان، اینا به اندازه کافی ملیگرا نیستند؟

ن- نه. می تونم با جرات

ع- ولی خواستهایی که اینا مطرح می کنن آقای رزازی، تمام مدت همینه! حزب دمکرات کردستان ایران از بدو پیدایشش شعارش همیشه این بوده که دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان. و خودمختاری هم تعریف شده و الآن هم که به فدرالیزم تبدیل شده و باز همون مسائل رومطرح می کنه. حزب کومه له هم همینطور. یعنی چه بایست می گفتن تا شما رو راضی می کرد؟

ن- من نمی خام اینها رو نفی کنم. همشون مبارزه کردن. صاحب شهیدن، صاحب سالها سال خدمتن در این راه.ولی من منظورم اینه متاسفانه بیراهه رفتن. درسته یه مدتی می گفتن خودمختاری برای کوردستان و دمکراسی برای ایران! کدام دمکراسی؟ خواست ملت کورد چیست؟ نظر من اینه. من می گم اگه در ایران، امیدوارم البته این بعد از نابودی جمهوری اسلامی نشان داده بشه. اگر در یک جو دمکراتیک اسلحه حاکم نباشه ، هیچ دست زور بر سر مردم نباشه، خواست مردم کورد استقلال است.

چرا؟! ببخشید چرا؟ شاید الآن این سختترین حرف باشه توو این مصاحبه. می دانی بخاطر چی؟! اگر به این منوال ما پیش بریم خواست مردم اینه. وقتی که ملت کورد ملت دست دو باشه توو ایران. مات درجه سه باشه توو ایران. وقتی که ملت کورد رو قوم نام ببرن. موسیقیشو موسیقی محلی نام ببرن، بعد مذهبشو اقلیت مذهبی نام ببرند اینها برای کورد بزرگترین مشکله. بزرگترین توهینه. ولی اگر به این منوال پیش نره. اگر در ایران آزادی و دمکراسی باشه ، اگر تمام مردم همه مثل هم زندگی کنن، هیچ کسی برتر از کس دیگه نباشه کورد هم این خواست رو نداره. چرا از آذربایجان برای کردستان استاندار میارن؟ چرا از یک شهر دیگه برای کوردستان مثلا شهردار می ارن؟ آیا کورد که با فارس هم تیره است. اگر حساب بکنیم کورد مادها بودن. نصف هخامنشیا کورد بودن. ساسانیها کورد بودن که توو دربار خودشون کوردی صحبت کردن ولی زبان رسمیشون فارسی بوده. اگه اینها رو به حساب بیاریم چرا باید کورد به این وضعیت برسه؟

ع- یعنی به عقیده شما مسئله استقلال کوردستان یک مسئله تحمیلیه نه خواست واقعی مردم کورد؟

ن- آفرین. ما تجزیه طلب نیستیم. یک سوال خوبی رو پیش آوردین. ما تجزیه طلب نیستیم. اگر وضعیت اینطور باشه، اگر ما رو نشناسن. آخه اینه می گم حزبهای ما نتونستن اینو روشن بکنن. ببین ایران یک کشوریست چند ملیتی. اگر این ملیتها همه با هم مثل هم همردیف باشن. مثل هم از یک حقوق مساوی برخوردار باشن. چرا این مسئله پیش میاد؟

اگر ایران هم مثل آمریکا، مثل سویس، مثل آلمان اداره بشه من اصلا خواستم این نیست. خیلی هم خوشحالم که ایرانی هستم. ولی متاسفانه ملت کورد همیشه جواب این مسئله هاشو با گلوله پس گرفته. متاسفانه این خیلی

ع- یعنی یک زمانی آقای محمد قاضی، مترجم معروف کورد ایرانی که کتابهای متعددی ترجمه کرده، از جمله یک کتابی رو ترجمه کرده بود به نام کورد و کوردها از یک نویسنده روس، یک در واقع یک دیپلمات قدیم روسی که شرح در واقع مشاهداتشو رو نوشته بود. در مقدمه ای که بر اون خود آقای قاضی نوشته بود صحبت از این کرده که به عقیده او بایستی تمام کوردهای تورکیه، کوردهای عراق، کوردهای سوریه و کوردهای ایران ، همه اینها دور هم جمع بشن و بعنوان یک منطقه خودمختار، بخشی از ایران باشند. به دلیل، دلیلشم این بود که ما به اصطلاح اشتراکات فرهنگی ، زبانی، تاریخی با ایرانیها داریم به خاطر اینکه بخشی از مردم ایرانیم. ولی با عربها نداریم، با تورکها هم نداریم. نظر شما چیه؟

ن- من با این موافقم. من موافقم. من گله دارم از روشنفکران و شاعران و هنرمندان ایرانی. حتی دولتمردان ایرانی هم. می بایستی این کار رو می کردن که کورد هر سه بخش عراق و سوریه و تورکیه رو به ایران متصل می کردن. به دلیل اینکه اینو بگم خدمتتون کورد نه تورکه، نه عربه، فارسم نیست ولی ایرانیه. با فارس هم ریشه است. اصلا می شه گفت، با فارس عمو زاده است. این نظر رو خیلی نظر خوبی می دونم. ولی آیا اینطور هست؟ آیا اینطور می شه؟ آیا حرکت کردن برای همچین چیزی

ع- ولی حس شما آقای رزازی به عنوان یک هنرمند، به عنوان یک موسیقیدان که با به اصطلاح کارهای ظریف هنری سر وکار دارید حستون در مورد مردم ایران چیه؟ آیا فکر می کنین این تحمیلی که به ایران می شه یا این اجحافی که به کوردها می شه، این اجحافی که به نظر شما به کوردها می شه، از جانب مردم ایرانه یا اینکه این یک سیاست حکومتیه که همیشه …؟

ن- نه از طرف مردم ایران نیست . این سیاست حکومتیه. بله.

ع- آها یعنی فکر می کنین مردم ایران اگه در یک فضای مناسب دمکراتیکی باشه و نظرخواهی بشه با شما هم عقیده خواهند بود؟

ن- اگر یک جو آزاد و دمکراتیک حاکم باشه اون وقت می شه قضاوت کرد. الآن سخته. فقط در یک جو آزاد و دمکراتیک انسان می تونه اینو ببینه. ولی الآن نه.

ع- حالا آقای رزازی الآن شما مدتیه که در کردستان عراق زندگی می کنید. به هر حال کوردستان عراق یک نمونه است از این نظر که در بخشی به اصطلاح در بخشی از مناطق کردنشین ایرانی یا در مناطق کوردستان کلی، اینها تونستن خودشون حاکم خودشون باشن و وقتی که شما اونجا زندگی می کنین شما خودتون رو به هر حال تبعه و به اصطلاح بخشی از شهروند کورد می دونید یا به عنوان یک مهمانی که از کوردستان ایران رفته اونجا زندگی می کنه؟

ن- البته من اونجا مهمانم ولی خودمو یک تبعه کورد می دونم. فرقی نمی کنه من اگر توو تورکیه باشم، توو ایران باشم، تو سوریه باشم، تو عراق باشم خودمو یک کورد می دونم . ولی ایرانیم. اونجا من هیچ مشکلی ندارم. کار هنری خودمو ادامه می دم. بعد، یک جو آزاد و دمکراتیکی هم به هر حال اونجا حاکمه. نمی گم هیچ مشکلی نیست. بله هست. ولی کوردستان رو نمی شه با سایر مناطق دیگه یه عراق مقایسه کرد. حقیقاتا. این اثبات شده. خیلی وقتام اینو توو تلویزیونها مطرح کردن گفتن. حتی خود آمریکا که به عراق اومده اینو می دونه.

ع- ولی حتی در کوردستان هم اخیرا ما یک مصاحبه ای داشتیم با آقای بارزانی ، که در اون مصاحبه صراحتا گفت که نهایتا کوردها در عراق هم به دنبال استقلال هستند. یعنی یک آرمانیه که نهایتا… البته بحث آقای بارزانی هم این بود که با اون فشارهایی که دولت مرکزی عراق داره میاره وتن به بسیاری از خواستهای ما نمی ده، مسائل کرکوک رو حل نمی کنه و مسائل دیگه ای هم که فبلا توافق شده، ما در نهایت ناچاریم …… ولی اینرو به عنوان یک آرمان کورد مطرح کرد. شما فکر می کنین که کردستان عراق در موقعیتی هست وافعا که مستقل بشه به عنوان یک کشور؟

ن- البته اگه این وضعیت همنطوری بمونه ، بعد حالا شیعه ها حکم می کنن، عرب شیعه حکومت دست اونهاست. سنی ها نمی خان به هر حال با این حکومت پیش بیان. نه عرب سنی و نه عرب کورد(شیعه) با کوردها حقیقتا خوب نیست. یعنی اگه اینطوری باشد بله شاید. ولی اونم باید روز خودشو یعنی روزش برسه به نظر من. اگه اینطوری پیش بره شاید. البته دست کوردها هم نیست. باید

البته الآن کوردستان در وضعیت خوبی قرار گرفته . کوردستان ارتش خودشو داره. کوردستان پارلمان خودشو داره. کوردستان از لحاظ آبادانی و مسکن روز به روز رو به طرقیه. اقتصادش خیلی خوبه. الآن ما چندین پالایشگاه کوچک نفت رو داریم. که نفتو صادر می کنن. وضعیت خوبه. ولی آینده می دونه که چطور می شه.

ع- شما فکر می کنید که این وضعیتی که در کزدستان عراق پیش اومده چه تاثیری چه از نظر معنوی و ذهنی و چه از نظر عملی بر کوردهای ایران گذاشته مثلا؟

ن- حقیقتا می تونیم بگیم که آرزوی ما همه اینه که این وضعیت توو کوردستان عراق نه تنها بمونه بلکه رو به پیشرفت هم بره. چون برای ما مثل نور چشم ما نگاش می کنیم. بهش می نگریم.

ع- یعنی به عنوان یک الگو نگاه می کنید اینکه مثلا بخشی از خواست کوردها عملی شده در یکجایی و شما امیدوارید که مثلا در ایران هم همچین اتفاقی بیفته؟

ن- این آرزوی همه ماست. و به نظر من هم می افته اگه جمهوری اسلامی… این به سوریه متصله. اگه سوریه بیفته جمهوری اسلامی نمی تونه دوام بیاره. صد در صد در کردستان هم اجتمال دارد همچین چیزی پیش بیاد چون ما از این وضعیت تجربه گرفتیم. امیدوارم که حزبهای مام از این وضعیت تجربه بگیرن. بدونن در آینده چکار می کنن. اگه تحولاتی در ایران پیدا شد اینا بدونن چطور مبارزه می کنن.

ع- حالا برگردیم به کار اصلیه حرفه ای خودتون یعنی مسئله موسیقی. بسیاری معتقدن که در ایران اتفاقا بر خلاف اون محدودیتها یی که وجود داشته برای کوردها موسیقی کوردی خیلی رشد کرده. مثل افراد موسیقیدانهای کوردی که در ایران دارن فعالیت می کنن کنسرتهای متعددی که در مورد موسیقی کوردی هست و به زبان کوردی اجرا می شه. خانواده کامکارها مثلا. همه اینها باعث رونق بیش از گدشته موسیقی کورد شدن. شما نظرتون مثبته در مورد این اتفاقاتی که در ایران افتاده در مورد موسیقی کورد؟

ن- نه زیاد.

ع- چرا؟

ن- اینطورم نیست. الآن مثلا من مثال میارم. نوازنده هایی که توو کوردستان کار می کنن، کم کم به یه سطح نوازنده های بالا می رسن اینا مجبورن که برن درس موزیک بخونن. توو کوردستان هیچ دانشگاه آکادمیک برای موزیک وجود نداره، توو تهران هم وجود نداره برای کوردی. اینا مجبورن می رن تهران. به شهرهای دیگه به هرحال هجرت می کنن. می رن تهران برای مثال در دانشگاه مجبورن موزیک فارسی رو بخونن. پس جایی برای موزیک کوردی نمی مانه. این کارهایی که تا به حال شده، همه فعالیت یک نفره و ارکستری و جمعیه. و گزاشتن کنسرت موزیک کوردی توو ایران زیاد راحت نیست.کار هنری کوردی توو ایران به قول ما ایرانی ها باید از هفتخوان رستم بگزره.

نه، خوب نیست. یعنی ببین وقتی که زبان کوردی مثل یک زبان، مثل یک زبان مادری حالا من می گم باهش تکلم نکنی. این زبانو در مدارس نخونی. بعد باهاش صحبت نکنی چطور می تونی به موسیقیشم یعنی چطور بگم درست خدمت بکنی؟! نه مشکلات زیاده. توو عراق خوبتره.

ع- ولی بر خلاف صحبتهای شما همونطور که گفتم کار موسیقی کوردی در ایران بیشتر از گذشته است. یعنی کار شده و آلبومهای متعددی منتشر شده.

ن- شما کوردی رو می گی یا فارسی رو؟

ع- نه، کوردی رو دارم می گم. توسط خوانندگان و موسیقیدانان کورد در ایران این اتفاق افتاده و بر خلاف محدودیتهایی که همه بوده!

ن- درسته. ولی اینطوری نیست. مثلا من خدمتون عرض کنم، کامکارها بعد از انقلاب ظاهر شدن. عندلیبی ها همینطور. پور ناظری ها همینطور.

ع- مهم نیست. یعنی شما بحث این بود که به اصطلاح اجحاف و محدودیت در مورد کوردها هم در زمان شاه بوده و همین الآن هم بوده. ولی در سالهای بعد از انقلاب حداقل از نظر انتشار آلبومها ، از نظر کنسرتهای به زبان کوردی و تعدد خواننده ها و نوازنده های کوردی بیشتر بوده.

ن- آخر زیاد کنترل می شه. کنترل از حد به دره. یعنی شما اگه بخاید یک سی دی رو توو ایران بیرون بدی باید اداره ارشاد اینو تائید بکنه. من ترانه های زیادی رو براتون میارم که از طرف کامکارها و سایرین پخش شده، متاسفانه ارشاد اسلامی شعر اینها رو عوض کردن. یعنی شعر فلکلور کوردی قدیمی رو برداشتن و به جای اینها یه شعرایه معذرت میخام چرند گذاشتن روش.

این یکی از مشکلات از لحاظ مفهوم و محتوی . از لحاظ کار هنری هم من دوباره می گم، این خواست خود گروهه، یعنی گروه با فعالیت خودش ، با زحمت خودش اینکار رو می کنه.

ع- یعنی شرایط براش فراهم نیست ولی علیرغمش داره کار می کنه؟

ن- بله بله. یعنی در حقیقت اگه بخان طبق دل اونها کار بکنن می تونن خیلی کارها رو بکنن که اصلا به درد کردی هم نمی خوره.

ع- خیلی مچکرم آقای ناصر رزازی از شرکتتون در برنامه به عبارت دیگر.

********************************************

فرنگیس کاویان 1391 اسلام اباد غرب

برداشت با ذکرمنبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 و ساعت |

  " احمد حیدربیگی  "

شاعر، نویسنده، منتقد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد 

  

احمد حیدربیگی (خورشیدی ۱۳۸۶-۱۳۱۸) شاعرو نویسنده معاصرایرانی، در ۲۹ اسفند ۱۳۱۸ دراسلام آباد غرب (شاه آباد غرب) کرمانشاه به دنیا آمد و درشامگاه ۱۹ شهریور ۱۳۸۶ در همدان درگذشت. او از ایل کلهر بود. او عضو کانون نویسندگان ایران بود و این کانون به مناسبت در گذشتش اطلاعیه ای منتشر نمود]

او از نوجوانی به ادبیات، نقاشی و ریاضیات عشق می‌ورزید و در دوران تحصیل همواره دانش آموزی ممتاز در شهر کرمانشاه بود اما به اصرار مادر و دوستانش در آزمون ورودی دانشگاه افسری شرکت نمود. او که به سادگی در این آزمون رتبه ممتازی بدست آورده بود سرانجام متقاعد شد تا بخت خود را به عنوان یک نظامی بیازماید. او در سال ۱۳۴۳ با اخذ درجه لیسانس فارغ التحصیل شد. در خاطرات شخصی او به وضوح عدم رضایتش از این تصمیم گیری را می توان دید. او حتی باور داشت که سالهای بسیاری از دست رفتند و او آنچه را قلبا دوست می داشت، نتوانست انجام دهد اما دانش عمیق اجتماعی و سیاسی که او از گذر این سالها کسب نمود بعد ها در شعرش تاثیر بسزا و منحصر بفردی گذاشت

از سال ۱۳۵۹ کار جدی بر روی شعر را آغاز کرد. از زاویه‌ای جدید به اوزان شعر فارسی نگاه کرد و حاصل آن کتاب کوچکی شد که برای شاعران جوان بسیار آموزنده و عملی است . اولین شعری که از او به چاپ رسید (همزاد) نام دارد و در سال ۱۳۶۹ در مجله آدینه چاپ شد. آدینه از معدود نشریات معتبر ادبی آن سالها بود. برخی باور دارند که "آن وقتها وارد شدن در کار ادبیات ساده نبود، تنها سه مجله ادبی معروف چاپ می شد، آدینه، دنیای سخن و گردون که بزرگترها در آن مینوشتند. پس از آن نشریاتی چون ماهنامه گزارش دنیای سخن، گردون و سپس ماهنامه چیستا، فصلنامه گوهران، کارنامه (ماهنامه)، ماهنامه بایا، کلک (مجله) و بخارا (مجله) اشعار و مقالات او را به چاپ رسانده و یا می رسانند

از او سه کتاب شعر به نامهای لابیرنت (شعر نو) ، تنهاییت را به دوش من بگذار (شعر نو) و یک شاخه شعر سرخ (مجموعه غزلها، چند دوبیتی، چند رباعی و یک مثنوی) به چاپ رسیده‌است. کتاب لابیرنت پس از انتشار توجه بسیاری را به خود جلب نمود. از جمله می توان به نقدی بر لابیرنت که روزنامه ایران در آن زمان چاپ نمود اشاره کرد.

از آثار دیگر او به شعر در آوردن منشور جهانی حقوق کودک به درخواست شورای کتاب کودک است. سازمان اسناد ملی ایران در سال ۱۳۷۹-۱۳۸۰ اقدام به ضبط گفتگوهایی با او نمود که حاوی نکات بسیار قابل توجهی در مورد تاریخ شهر کرمانشاه، خاطرات و مسایل مربوط به شعر و ادبیات دیروز و امروز ایران است (۱۱ ساعت گفتگو) که در آرشیو آن سازمان نگهداری می‌شود .

و همچنین دستی در تحقیق داشت و مقالاتی در سیاست، جامعه شناسی و هنراز او به جا مانده. شماری از این مقالات در همایش ها و مطبوعات آمده است و شماری به تبع شرایط خاص ایران مورد بی مهری قرار گرفته اند. تعدادی از مقالات او در همایش “تدوین برنامه سوم توسعه کشور”، “نقش و جایگاه دولت در توسعه فرهنگی”،”مهاجرت نخبگان علمی و متخصصان" مورد استفاده بوده است. سه شعر نیزاز او به زبان ترکی استانبولی در ترکیه توسط "بهروز دیجوریان" ترجمه و چاپ گردیده] .

از نکات برجسته زندگی او در کسوت یک نظامی می توان به مدیریت هوشمندانه او در وقایع انقلاب ۱۳۵۷ در مرکزاستان کهگیلویه و بویراحمد، یاسوج در سمت رئیس شهربانی اشاره نمود. جلوگیری از کشتار و ضرب و شتم مردم و ایجاد یک تفاهم کم نظیر بین نیروهای نظامی منطقه، مردم شهر و عشایر منطقه که نمونه زیبایی از یک دموکراسی محلی و واقعی بود، زمانی که مخالف مورد هجوم واقع نمی شود و در عین حال متقاعد شده است که بدون خشونت اعتراض کند. "شاید" یاسوج تنها مرکز استانی در ایران سال ۱۳۵۷ بود که خونریزی، درگیری و تخریب اموال عمومی را در کارنامه خود ندارد. با توجه به مسلح بودن اهالی و عشایر و اوضاع ناآرام کشور در آن موقعیت بحرانی، این مدیریت از سوی برخی سازمان‌ها و اشخاص مورد تحسین قرار گرفت و حتی به شیوه های متفاوتی تعبیر و تفسیر گردید. شهامت و مدیریت وی مورد قدرشناسی مردم محلی واقع شد و امروز نیز در منطقه مورد نظر سرشناس و محبوب است.

اثار:

      لابیرنت

تنهاییت را به دوش من بگذار

         یک شاخه شعر سرخ

    مجموعه شعر (یک دقیقه سکوت) (چاپ نشده)

    مجموعه شعر (نامه‌ای به آسمان) (چاپ نشده)

    کتاب خاطرات (چاپ نشده)

    نگاهی دیگر به اوزان شعر فارسی (چاپ محدود و محلی -همدان)

    نمایشنامه " از غوره تا حلوا، از صبر تا ظفر" (چاپ نشده

 

لابیرنت

 

چاپ اول ۱۳۷۹. این کتاب دارای ۹۸ قطعه شعر نو است.

 به عنوان نمونه شعر "نفرین"

حور و شیر و شرابت ناگوار باد

که مومن به قساوت خویش

دشنه ات را در کتفم فرو می بری

تا آنچه سزاوارم نخواهم

تو

برای حور می کشی

ومن

برای خدا

می میرم

تنهاییت را به دوش من بگذار

آنچه باد به خانه تو آورد

بركت نبود

خون طاقت من بود

در لابلاي تسمه و چرخ

شكر كدام مي كني؟

فراخ دستي خود

يا دست هاي خالي من؟


یک شاخه شعر سرخ

چاپ اول ۱۳۸۳. این کتاب دارای ۱۲۳ غزل، ۱ مثنوی، ۲۱ دوبیتی و ۸ رباعی است.

به عنوان نمونه شعر "کتیبه

لبخند می زنند که خوشحالمان کنند

با عشوه ای و خنده ای اغفالمان کنند

این روزگار نکبت خود آفریده را

از گردش ستاره ی اقبالمان کنند

آن خانه ای که خانه ما را خراب کرد

کوی مراد و کعبه آمالمان کنند

مثقال را به سفسطه خروار کرده اند

ما صخره وار مانده که مثقالمان کنند

با خون دل زمین خدا را به دست ما

هموار کرده اند که پامالمان کنند

در سرگذشت خاک چنین قصه هیچ نیست

خود می کنیم چاله که تا چالمان کنند

ریز و درشت می کنند بیدار و خفته را

نوبت گرفته ایم که غربالمان کنند

شمشیر می کشند به روی زبان سرخ

تا در سکوت کور و کر و لالمان کنند

ما چون کتیبه در دل این کوه زنده ایم

گو با هزار شعبده ابطالمان کنند

 ***************************************************************

فرنگیس کاویان 1391 اسلام اباد غرب

برداشت با ذکرمنبع بلا مانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در شنبه بیست و ششم فروردین 1391 و ساعت |

نوستالژیک عنوان موضوع جدیدی است که به کارهای ماندگار میپردازد کارهایی که از انها خاطرات فراوانی داریم.از تمام دوستان که مایل به همکاری هستند دعوت به یاری می نمایم.

فرنگیس کاویان

********************************************************

نوستالژیک -شماره یک 

 یدالله محمدی

یدالله محمدی -کردوکردستان

کلیه اهنگها با لینک مستقیم میباشد.

مریمه

بیم ببخشه

مه گه ری

عهد و پیمان

گیان وگیان

نشمیل

میوان

غریبم

بارانه

******************************************

فرنگیس کاویان ۱۳۹۱ اسلام ابادغرب

برداشت باذکرمنبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 و ساعت |

عبور از خط قرمز:
رسانه‌ها پاي هاشمي را در ماجراي ميکونوس وسط کشيدند

وب‌سايت «مشرق‌نيوز» در گفتگويي تفصيلي با عباس سليمي‌نمين مسائلي را مطرح کرده که پيش از اين هيچ رسانه‌اي در ايران اجازه طرح آن‌ها را نداشته است. يکي از اين موضوعات، ماجراي رستوران ميکونوس است که سليمي‌نمين با وسط کشيدن پاي هاشمي در اين ماجرا، هشدار شديدي به رفسنجاني داده است.
به‌دنبال سخنان اکبر هاشمي رفسنجاني در خصوص ارتباط با آمريکا و نيز گفته‌هاي هفته‌هاي اخير وي مبني بر تبرئه دولت خود از اتهام نقض حقوق بشر، «مشرق» در گفتگو با عباس سليمي نمين، مدير دفتر مطالعات تاريخ ايران به شدت به اکبر هاشمي رفسنجاني حمله کرد.
مشرق از سليمي نمين پرسيده است که آيا ميکونوس کار عوامل خودسر بوده است (هاشمي رفسنجاني اخيرا تلويحي گفته بود که چنين اقداماتي کار افراطي‌ها بوده است) و سليمي‌نمين در پاسخ به اين پرسش چنين جواب داده است: «اين قضيه در زمان وزارت اطلاعات آقاي فلاحيان اتفاق افتاد و همگان مي‌دانند که آقاي فلاحيان چقدر با آقاي هاشمي نزديک است. اگر ايشان درست مي‌گويند که کار عناصر خودسر بوده بايد ايشان را عزل مي‌کردند چه اينکه آقاي فلاحيان از اين موضوع اطلاع داشتند يا خير! اصلا با اينکه غرب نتوانست در اين ماجرا مستندات قابل قبولي ارائه دهد ايشان از پيش کشيدن اين بحث چه هدفي را دنبال مي کنند؟ به نظر من مي‌خواهد بگويد اگر در دولت من هم کاري عليه غرب صورت گرفته است کار من نبوده و کار يک سري عناصر خودسر بوده است!»
سليمي‌نمين در بخش ديگري از سخنان خود هاشمي رفسنجاني را به «استفاده ابزاري» از حزب‌الله لبنان متهم کرده و افزوده است که هاشمي با استفاده ابزاري از گروگانگيري حزب‌الله در سال ????مي‌خواست با آمريکا رابطه برقرار کند که موفق به اين کار نشد.
مدير مسئول اسبق کيهان هوايي در ادامه گفته است که در واقع هاشمي مي‌خواهد بگويد «اگر در دولت من هم کاري عليه غرب صورت گرفته است کار من نبوده و کار يک سري عناصر خود سر بوده است» در حالي که چنين نيست.
عباس سليمي نمين اما در پايان هشدار شديدي به هاشمي رفسنجاني مي‌دهد جايي که مي‌گويد «بهتر است درباره اتفاقات صورت گرفته در زمان وزارت فلاحيان سخني گفته نشود که آنگاه پاي مسائل ديگري به ميان مي‌آيد که به صلاح هاشمي رفسنجاني نيست»
گفتني است در ماجراي ميکونوس در سپتامبر ???? عوامل جمهوري اسلامي؛ در رستوران ميکونوس در برلين آلمان عليه تعدادي از سران اپوزيسون کُرد اقدام کردند که در اين حادثه تروريستي، دکتر صادق شرفکندي، همايون اردلان، فلاح عبدلي و نوري دهکردي به ضرب گلوله به قتل رسيدند.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 و ساعت |

** شیتد بوه  **

اهنگی زیبا و جدید از محمد امین غلامیاری

جهت دانلودکلیپ تصویری روی کلمه شیتد بوه -1 کلیک نمایید.

جهت دانلودکلیپ صوتی روی کلمه شیتد بوه کلیک نمایید.

*********************************************

فرنگیس کاویان۱۳۹۱ اسلام اباد غرب

برداشت با ذکر منبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در یکشنبه بیستم فروردین 1391 و ساعت |

 **  کانی  **

 سیروس امامی

هنرمند خوش صدا وپدیده سالهای اخیر موسیقی کردی از سرزمین اهورایی ایلام

جهت دانلود مستقیم روی کلمه  کانی 1 کلیک نمایید.

جهت دانلود غیر مستقیم ومشاهده کلیپ روی کانی   کلیک نمایید.

******************************************************************

فرنگیس کاویان۱۳۹۱ اسلام اباد غرب

یرداشت با ذکرمنبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در یکشنبه بیستم فروردین 1391 و ساعت |
 
مصاحبه استاد ناصر رزازی با بی بی سی فارسی
 
 
جهت دانلود روی  مصاحبه  کلیک نمایید
 
***********************************
فرنگیس کاویان ۱۳۹۱ اسلام اباد غرب
برداشت با ذکر منبع بلامانع است.
+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در جمعه هجدهم فروردین 1391 و ساعت |

آلبوم جدید عزیز ویسی

 "  مریم  "

دانلود کل البوم

DedaMast

Kanishka

Meryem

Watan

Xeramay

Kenace

Shana Ba Sar

Koktel-Remix

منبع : سایت تک ترانه

***********************************************

فرنگیس کاویان ۱۳۹۰ اسلام اباد غرب ۱۳۹۱

برداشت با ذکر منبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 و ساعت |
آهنگ زیبای صبری گل فروش
باصدای
استاد عباس کمندی وبانو شهین طالبانی




جهت دانلود روی کلمه  صبری گل فروش  کلیک نمایید.

********************************************
فرنگیس کاویان 1391 اسلام اباد غرب
برداشت با ذکر منبع یلا مانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در شنبه دوازدهم فروردین 1391 و ساعت |
+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در پنجشنبه دهم فروردین 1391 و ساعت |
  *** دیگ دیگ  ***

جدیدترین کلیپ هنرمند عزیز ویسی 

 

جهت دانلود کلیپ تصویری روی دیگ دیگ  کلیک نمایید.

جهت دانلود کلیپ صوتی روی دیگ دیگ  کلیک نمایید.

نکته:

در صورت درخواست ثبت نام برای دانلود فایلها از نرم افزار IDMاستفاده نمایید.

********************************************

فرنگیس کاویان ۱۳۹۱ اسلام اباد غرب

برداشت با ذکر منبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در یکشنبه ششم فروردین 1391 و ساعت |

سیاست ترکیسم و عید باستانی نوروز

*****************************************

جشن های عید نوروز در حالی در نقاط مختلف جهان در حال برگزاری است که واکنش دولت ترکیه و مقامات دولتی این کشور به برگزاری این مراسم، سبب جلب توجه جهانی به این کشور شده است.

سرکوب شدید مراسم نوروز در ترکیه، سبب برانگیختن واکنش هایی در سراسر جهان شده است. در این میان، به نظر می رسد مشکل سران ترکیه طبق معمول با کردهاست و آن ها سعی دارند با توسل به کلیشه های قومیتی متداول در این کشور، در عمل به سرکوب هرگونه آثار فرهنگ غیر ترکی مبادرت ورزند.

بر همین اساس، خبرگزاری های ترکیه گزارش داده اند که در برخورد پلیس با شهروندان کرد که قصد برگزاری مراسم نوروز را داشته اند، تاکنون بیش از 150 نفر دستگیر شده اند. همچنین برخورد پلیس با معترضان کرد تاکنون به مجروح شدن ده ها نفر از آنان انجامیده است.

شاید مهمترین واقعه در این میان، مجروح شدن «احمد ترک»، تماینده مردم «ماردین» و رهبر «کنگره جامه دموکراتیک» بود که روز اول نوروز در شهر باتمان به علت پرتاب گاز اشک آور مجروح شده و به بیمارستان انتقال یافت. وی پس از به هوش آمدن و مرخص شدن از بیمارستان، از برخورد خشونت آمیز و ضرب و شتم خود توسط پلیس خبر داد.

تصاویر مخابره شده از شهرهای مختلف ترکیه، مردم کرد را در لباس محلی شان که به قصد برگزاری مراسم نوروز بر تن کرده اند نشان می دهد که با ماشین های آب پاش پلیس و افسران مسلح به گاز اشک آور و باتوم مواجه شده اند.

از سوی دیگر، ارتش ترکیه طی روزهای اخیر حمله به مناطق کرد نشین را شدت بخشیده و به نظر می رسد دولت این کشور سعی دارد با مرتبط کردن موضوع برگزاری جشن نوروز با گروه های شورشی کرد، به برخورد امنیتی خود با کردها مشروعیت ببخشد.

این اتفاقات در حالی رخ می دهد که موضوع برگزاری جشن نوروز یک موضوع کاملاً فرهنگی بوده و فراتر از مرزهای ملی، به عنوان یک میراث جهانی به ثبت رسیده است. این گونه برخوردها بیش از هرچیز این شائبه را به وجود می آورد که دولت ترکیه مجدداً به سیاست های نژادپرستانه سابق خود بازگشته و سعی دارد آثار هرگونه قوم و نژاد غیرترک را از صحنه کشورش پاک کند.

این در حالی است که دولت ترکیه سعی دارد در عرصه جهانی با اتخاذ ژستی دموکراتیک، خود را حامی گروه های آزادی خواه نشان دهد. مهمترین نمونه از چنین مواضعی، در برخورد این دولت با وقایع سوریه قابل مشاهده است. ترکیه در حالی «بشار اسد» را به برخورد نامناسب با معترضان مسلح متهم می کند که خود تحمل برگزاری یک مراسم فرهنگی را ندارد.

شاید لازم باشد در این مورد خاص و با توجه به ارتباط موضوع نوروز با حوزه تمدنی ایرانی، مقامات دیپلماتیک کشورمان در دیدارهای سطح بالای رسمی با طرف ترک، از آن ها در مورد چنین برخوردهایی توضیح خواسته و از آنان بخواهند که حداقل حقوق اولیه شهروندان کرد این کشور را رعایت کنند . حقوقی که  مقامات ترکیه حتی در حد برگزاری جشنی مانند جشن جهانی نوروز برای این شهروندان قائل نیستند . به گونه ای که حتی به خاطر برگزاری یک جشن نه تنها شهروندان کرد ترکیه سرکوب می شوند ، بلکه ده ها نفر از آنان کشته و به قتل می رسند ، بدون اینکه صدایی از آزادی خواهی مقامات ترک شنیده شود.

*********************************************************

فرنگیس کاویان 1391 اسلام اباد غرب

برداشت با ذکر منبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در شنبه پنجم فروردین 1391 و ساعت |

ئاگر نه وروز گر که ن له کاوان

هه لده ن ئالای عشق له بالای بانان

تا دنیا گشتی یه کسه ر بزانی

نه وروز کوردی یه و هاله کوردستان

****************************************************************

****  سال نوو2712 کوردی لیدان پیروز بوو   ****

****************************************************************

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در سه شنبه یکم فروردین 1391 و ساعت |

چند آهنگ کوردی اجرا شده توسط هنرمندان غیر کورد

*******************************************

محسن نامجو

شیرین شیرینه

*******************************************

شکیلا

کراس کردی 

*******************************************

لیلا فروهر

(البوم ۲۰۱۲)

واران وارانه

کابوکه

گیان گیان

*******************************************

مهسا ومرجان وحدت

 امان هی امان

*******************************************

فرنگیس کاویان ۱۳۹۰ اسلام اباد غرب

برداشت با ذکرمنبع یلا مانع است. 

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 و ساعت |

آلبوم 

 " روژ "

 استاد حسین شریفی 

 

جهت دانلود روی نام اهنگ کلیک نمایید

 (لینکها مستقیم میباشد.)

زریبار

منیژه

روژ

ئستیره باران

عه زیزم

دوران

مه قام شور

خه م ورنج

امید است که مورد پسندتان واقع گردد.

*************************************************************************

فرنگیس کاویان ۱۳۹۰ اسلام اباد غرب

برداشت با ذکر منبع بلامانع است.

 

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 و ساعت |

"دویـــــــری یـــــــــــار"


لــه‌ ئــه‌و رووژه ك تو چیــــده لـــه‌ ماڵـــم
خه‌وه‌ر نه‌یری چه‌ کردیـــــده وه‌ حاڵــــــم!
نه‌زانستی لـــه‌ دویریــــد م چــــه‌ کیشـــــم
وه‌ رووژ و شـــه‌و تو هه‌ر هایده خییاڵـــم
هه‌ر یه‌ی رووژم چه‌نه یه‌ی ساڵـه بی تــو
گه‌ڵاریزانــه هــه‌ر چـــواروه‌رز ساڵــــــم
لــه دویرید دیــــده‌ گریانــــــم هه‌میشــــــه
گوناهم چــه‌س وه شـــه‌و تا سوو بناڵـــــم؟
تو شــــه‌م بیــد و م په‌روانـــــه لــه ده‌ورد
سزانـــی تو وه‌ ئاگــــــر هــه‌ردو باڵــــــم
خــودا زانی چـه‌نی توامـــه‌د هه‌ناســـــــه
م دیوانـــــه‌ی چه‌ویـــل مه‌ست و کاڵــــــم
لــه ئی دونیا تو ته‌نیـــا دڵخوه‌شیـــم بیـــــد
تو چیـــــد و من، یه‌مانـــی شیت خاڵـــــم
گوڵم به‌وره‌و، به‌سه دویری هه‌تا کــــه‌ی؟
خوو کافر نید، ره‌حمی بکـــه وه‌ حاڵــــم!

جانی کرماشانی
-----------
برگردان شعر به فارسی:

از آن روزی که تو از خانه‌ام رفته‌ای
خبر نداری که چه بر سرم آورده‌ای!
ندانستی که از دوریت چه‌ می‌کشم
روز و شب، تو دائم در خیالم هستی
بی تو هر یک روزم به اندازه‌ی یکساله
هر چهار فصل سالم برگ ریزانه
از دوری تو دیده‌ گریانم همیشه
گناهم چیست که شب تا صبح ناله‌ کنم؟
تو همچو شمع بودی و من نیز مانند پروانه به دورت می‌گشتم
با شعله‌ی آتشت هر دو بالم را سوزاندی
خدا می‌داند که چقدر تو را می‌خواهم نفسم
من دیوانه‌ی چشمان مست و کالت هستم
در این دنیا تو تنها دلخوشی من بودی
تو رفتی، اما من هنوز هم دیوانه‌ی خالت هستم
ای گلم برگرد، بس است، دوری تا به کی؟
کافر که نیستی، رحمی به حالم بکن!

منبع:
www.facebook.com/kermashan1

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در جمعه دوازدهم اسفند 1390 و ساعت |

تحلیل و بررسی معنا و مفهوم اصلی واژه‌‌ی

***  کـــــــــــورد  ***

در مورد واژه‌ی « کــــــورد » محققان و تاریخ‌نویسان غربی، عرب وبعضا ایرانی، معانی نسبتا مشابهی را به آن نسبت داده‌اند که شاید این معانی توهین آمیز به نظر برسد و ما احساس کنیم که ایشان هدف‌مندانه و به عمد به چنین معنایی از واژه‌ی کرد دست یافته‌‌اند. اما ما نمی‌توانیم آن معناهایی را که به مذاقمان خوش نمی‌آید، نوعی اهانت به خود قلمداد کنیم، چون به هرحال از یک واژه آن هم واژه‌ای مانند "کرد" که قدمت بسیار نیز دارد، می‌توان معانی و تفاسیر زیادی را برداشت کرد که شاید اشتباه و یا توهین‌آمیز به نظر برسد، اما این در امر تحقیق و پژوهش یک مسئله‌ی کاملا طبیعی خواهد بود و ما نیز شایسته است که علمی و اصولی به نقد اینگونه نظریه‌ها بپردازیم نه اینکه تنها از روی خشم و بدون هیچ دلیل قانع کننده‌ای منکر آن شویم، کما اینکه در دوران اسلامی واژه‌ی کرد به معنای رمه گردانان و کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار بکار رفته است و طوايف ديگر ایرانی‌ را نیز "کرد" نامیده‌اند.

یکی از آن معانی و مفاهیم که بسیاری از محققان، خصوصا محققین غربی از واژه‌ی کرد برداشت کرده‌اند، همین واژه‌‌های "شبان و چادرنشین" است که منبع آنها نیز بیشتر مورخان و جغرافیانویسان نامدار پس از اسلام، مانند اصطخری، یعقوبی، ابن بلخی و علی بن حسین مسعودی و... است که واژه‌ی کرد را در دوران تاریخی پس از حمله‌ی اعراب به ایران، به معنای کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار به کار برده‌اند. و مسلما پژوهشگران و تاریخ‌نویسان معاصر با توجه به همین منابع موجود، به چنین مفهومی از واژه‌ی کرد دست پیدا کرده‌اند و نمی‌توان آنرا امری تعمدی و توهین‌آمیز دانست. البته در دوران معاصر، برخی از افراد و یا جریانهای سیاسی نیز بوده‌‌اند و هستند، که با توجه به این منابعی که ذکر شد و تاکید بر درستی این معانی و مفاهیم از واژه‌ی کرد، به صورت هدفمندانه سعی در کوچک کردن کردها داشته‌ و دارند که نمی‌توان منکر آن شد. اما با این حال این نتیجه‌گیری از مفهوم واژه‌ی کرد، چه به عمد و چه به اشتباه، باعث شده تا ما آنرا نوعی اهانت به خود تلقی کرده و آنرا برنتابیم.

البته نگارنده نیز چندان با معنی شبان و چادرنشین موافق نیستم و معنای واژه‌ی کرد را چیز دیگری می‌دانم که در ادامه به آن خواهم پرداخت. اما در مورد این نظریه‌‌ی محققین و پژوهشگران لازم می‌‌دانم که توضیح مختصری را ارائه بدهم.

همه‌ی ما می‌دانیم که انسانها‌ی اولیه ابتدا به صورت غارنشینی زندگی می‌کرده‌اند و سپس با اهلی کردن حیوانات به کوچ‌نشینی و چادرنشینی و سپس یکجانشینی روی آورده‌اند. پس اگر بر فرض مثال این معنا یعنی شبان و چادرنشین در مورد واژه‌ی کرد صدق کند، باز نیز چیزی از قدمت تاریخی و اصالت وجودی کردها کم نخواهد شد، چون در صورت درست بودن این معنی، می‌توان با صراحت چنین ادعا کرد که کردها اولین مردمانی بوده‌اند که بعد از غارنشینی به زندگی چادرنشینی و سپس یکجانشینی روی آورده‌اند و واژه‌ی شبان و چادرنشین، لقبی بوده که اولین گروه نژادی از انسانها‌ی تکامل ‌یافته برای نخستین بار برروی خود گذاشته‌اند و با این نام، خود را از مردمان غارنشین آنزمان متمایز کرده‌اند. پس می‌توان از آن به عنوان یک نوع تکامل در تاریخ بشری یاد کرد و به آن افتخار ورزید، و حتی می‌توان ادعا کرد که کردها نخستین مردمانی هستند که با پایان دادن به دوران غارنشینی و روی آوردن به زندگی دامداری و کوچ‌نشینی تحول بزرگی را در شکل‌گیری تمدن بشری ایجاد کرده‌اند.

اما بدون شک معنای واژه‌ی کرد نمی‌تواند شبان یا کوچ‌نشین باشد و معنای آن ساده‌تر و روانتر از آن چیزی است که ما ذ‌هن خود را با آن درگیر ساخته‌ایم و با جستجو کردن و کنکاش در چندین منبع تاریخی قبل و بعد از اسلام، می‌توان به راحتی به معنای حقیقی آن دست یافت.

با توجه به همین منابع موجود، می‌توان واژه‌ی کرد را به «دلیر و شجاع» معنا و تفسیر کرد و من نیز دلایل خود را برای اثبات این ادعا با ذکر این منابع در پایین خواهم آورد. هرچند در این زمینه پژوهش‌هایی قبلا به عمل آمده و در آن پژوهش‌ها واژه‌ی کرد را به دلیر و پهلوان تعبیر کرده‌اند، اما متاسفانه در این پژوهش‌ها نه تنها هیچگونه نقدی بر واژه‌ی شبان و کوچ‌نشین که برای واژه‌ی کرد توسط تاریخ‌نویسان قدیم و جدید در نظر گرفته شده‌است به عمل نیامده، بلکه حتی به آن نیز اشاره‌ای نشده است و تنها به این نکته اکتفا کرده‌اند که واژه‌ی کرد به معنای دلیر و شجاع می‌باشد. اما هدف من از این جستار آن است تا آنچه‌ را که تا به امروز آندسته از محققین و تاریخ‌نویسان غربی، ایرانی و عرب در مورد واژه‌ی کرد نوشته‌اند، نقد کرده و این نظریه‌ که گویا واژه‌ی کرد به "شبان و کوچ‌نشین" دلالت دارد را به چالش بکشانم، و در این زمینه از همین منابعی که ذکر کردم نیز بهره برده‌ام.

نخست به سراغ شاهنامه‌ی حکیم فردوسی می‌رویم چون ما در شاهنامه‌ی فردوسی چندین بار با واژه‌ی کرد به شکل امروزی برخورد می‌کنیم. هرچند دراشعار شاعران قبل‌تر از او همچون رودکی نیز واژه‌ی کرد وجود دارد، اما شاهنامه از آن جهت حائز اهمیت است که فردوسی ما را با ریشه و نژاد کردها آشنا می‌کند.

شاهنامه‌‌ی فردوسی برگرفته از اسطوره‌ها و داستانهایی است که در زمان حیات او و در بین مردمان ساکن در فلات ایران سینه به سینه حفظ شده بود، درست همانگونه که بسیاری از اشعار و آوازهای فولکلور کردی، امروزه در بین مردم کرد به صورت نسل به نسل و سینه به سینه حفظ شده‌است و ما می‌توانیم از دل همین اشعار فولکلور، رازهای بسیاری را کشف کنیم. حتی ما در مناطقی از استان کرماشان، شاهنامه‌ی کردی داریم که به برزونامه معروف است، ولی متاسفانه قدمت آن مشخص نیست و درست همانند داستانهای شاهنامه‌ی فردوسی است، با این تفاوت که به زبان کردی سروده شده‌است و جالبتر آنکه تمام آن مکانهایی که در شاهنامه‌ی فردوسی ذکر شده در این کتاب نیز وجود دارد و بسیاری از این مکانها هنوز نیز در اطراف کرماشان و با همان نامها وجود دارند و چه بسا که فردوسی همین برزونامه را در اختیار داشته و یا اگر چنین نبوده‌ باشد، می‌توان گفت که وی از زبان مردم همین مناطق در آن زمان این اسطوره‌ها را شنیده و سپس به صورت شعر آنها را سروده باشد. نام جا و مکانهایی همچون: سمنگان، آبادی کانی‌توران(چشمه‌توران)، کوه هژیر، زواره کوه، گردنه‌ی کرکسار، هفت آشیان، زویری، مرِگ (Merg)، مانِشت، گواور، تجر، سروناو، چاه بیژن و «سان روسم» یا سنگ رستم که غاری در دل آن وجود دارد و مردم آنجا اعتقاد دارند که جایگاه رستم بوده است و «کانی سهراو» یعنی چشمه‌ی سهراب و... که همه‌ی این مکانها در شاهنامه نیز آورده شده‌است.

متاسفانه برداشت برخی از ما کردها از اشعار فردوسی تنگ‌نظرانه است، گویی که او نیز مانند بسیاری از فارسهای امروزی سعی در برتر نشان دادن فرهنگ آنها نسبت به دیگر فرهنگهای موجود در ایران را داشته‌ است، در حالیکه اینگونه نیست و ما با وجود شاهنامه است که پی می‌بریم که کاوه‌ی آهنگر کرد بوده و ما کردها از نژاد او هستیم و او هیچگاه در شاهنامه به تمجید قوم خاصی نپرداخته بلکه همواره ایران اساطیری را ستایش می‌کند. فردوسی تنها راوی اسطوره‌‌هایی بوده که بازگو کننده‌ی دوران (پیشدادیان و کیانیان) است، دورانی که با اسطوره‌های ما کردها نیز مشترک است و به یقین می‌توان پیشدادیان و کیانیان را اسطوره‌های دوران ماد دانست. برای مثال کیخسرو شاه کیانی نیز یکی دیگر از شخصیتهای اساطیری و جاودانی در شاهنامه است که کردها نیز خود را از نسل او می‌دانند، به طوری که نام او را همواره در سرود ملی خود«ئه‌ی ره‌قیب» می‌آورند و به او احترام می‌گذارند:

ئێمه رۆڵه‌ی میدیاو که‌ی‌خسره‌وین ــ ما فرزندان ماد و کیخسرو هستیم

دینمان، ئائینمان، هه‌ر نیشتمـــــان ــ دین و آیینمان سرزمین ماست

این را هم باید دانست که اسطوره‌ با افسانه کاملا فرق می‌کند، چون اسطوره‌ها می‌توانند حقیقت داشته باشند ولی تاریخ وقوع آنها برای ما نامشخص است، اما افسانه‌ها خیالی و تنها زاده‌ی ذهن خلاق انسانهاست. مثلا امروزه تاریخ یونان، روم و مصر باستان را با استناد به اسطوره‌های آنها به صورت تاریخ مدون در می‌آورند و نه تنها هیچ مانعی ندارد بلکه قابل قبول نیز می‌باشد، اما جالب است که در مورد تاریخ ایران نمی‌توان چنین کاری را انجام داد و همین غربیها اسطوره‌های ایران باستان را واقعی نمی‌دانند و آنرا به عنوان منبع تاریخی معتبر نمی‌پذیرند! که این نیز مقوله‌ای دیگر است و شرح آن در این جستار نیست.

و اما فردوسی در شاهنامه‌ی خود شرح می‌دهد که آن جوانانی که توسط آشپزهای ضحاک رهانیده می‌شدند، به کوه‌ و صحرا پناه می‌بردند و با زیاد شدن تعداد آنها و با رهبری کاوه‌ی آهنگر به قیام بر علیه ضحاک برمی‌خیزند و در نهایت او را نابود می‌کنند و فریدون را به جای او بر تخت شاهی می‌نشانند. او در شاهنامه‌ی خود که آنرا با الهام از اساطیر ایرانی سروده‌است، کردها را از نژاد جوانانی می‌داند که از دام ضحاک رهانیده شده و به کوهستان پناه می‌برند، و برای از بین بردن اهریمن، دروغ و بی‌عدالتی، راه مبارزه با ضحاک ستمگر را در پیش می‌گیرند. این بدان معناست که این جوانان کرد، نه تنها شبان و چادرنشین نبوده‌اند، بلکه کسانی بوده‌اند که در جامعه‌‌ی آن روزگار نیروی متفکر و اندیشمند جامعه محسوب می‌شده‌اند و تاب و تحمل زورگویی و استبداد را نداشته‌اند، و خوردن مغز آنها توسط مارهای دوش ضحاک، به مثابه‌ی از بین بردن فکر و اندیشه‌ی آنها بوده‌است:

همی بنگرید این بدان آن بدین ــ ز کردار بیداد شاه زمین

از آن دو یکی را بپرداختند ــ جزین چاره‌ای نیز نشناختند

برون کرد مغز سر گوسپند ــ بیامیخت با مغز آن ارجمند

یکی را به جان داد زنهار و گفت ــ نگر تا بیاری سر اندر نهفت

نگر تا نباشی به آباد شهر ــ تو را از جهان دشت و کوه است بهر

به جای سرش ز آن سری بی بها ــ خورش ساختند از پی اژدها

ازین گونه هر ماهیان سی جوان ــ ازیشان همی یافتندی روان

چو گرد آمدی مرد ازیشان دویست ــ بر آن سان که نشناختندی که کیست

خورشگر بدیشان بزی چند و میش ــ سپردی و صحرا نهادند پیش

کنون "کرد" از آن تخمه دارد نژاد ــ که ز آباد ناید به دل برش یاد

جالب آنکه خود نام پارس یک واژه‌ی مادی است. واژگان آریایی "پارس" و "پرسو" به معنی "دنده" به کردی "په‌راسوو" و بطور مجاز به معنی "پهلو" و "کنار" می‌باشند و "پارس"، "پارسوآ" و "پارت" هر سه در کنار خاک ماد قرار داشتند، بطوریکه پارس در جنوب، پارسوآ در باختر و پارت در خاور، و در شمال ماد نیز در میان قبیله‌های دیگر به نام "پارسی‌ها" برمی‌خوریم.

آیا می‌توان با برداشت چنین معنایی از واژه‌ی پارس، اینگونه استنباط کرد که به فارسهای امروزی اهانت شده‌است؟! هرچند نگارنده به شخصه فارس امروزی را آن پارس دیروز نمی‌داند و این خود احتیاج به بحثی جداگانه و علمی خواهد داشت، اما مختصرا اشاره می‌کنم که پارسهای اصیل همان مردم لر خصوصا لرهای بختیاری امروز هستند که مشترکات فرهنگی زیادی با کردها دارند و می‌توان فارسهای امروز را تنها ماحصل اشتراک زبانی مردم سراسر ایران در زبانی واحد به نام زبان فارسی در ایران بعد از اسلام دانست که اگر به دنبال ریشه‌ی یک فارس‌زبان امروزی بگردیم، در می‌بایم که ریشه‌ی آنها به همین تیره‌های ایران باستان باز خواهد گشت، یعنی لر، کرد، آذری، بلوچ، مازنی و... و فارس تنها هویتی تازه‌ است که آنها برای خود پیدا کرده‌اند و ما نیز آنرا از روی نا آگاهی پذیرفته‌ایم!!!

در جغرافیای سیاسی کیهان و در بین صفحات 57 تا 63 چنین آمده‌ است:

«مشروح‌ترین شرح از عهد قدیم درباره‌ی کردان روایت گزنفون است که کردان را مردمی سلحشور و سرزمین آنان را کوهستانی صعب‌ العبور دانسته است. پس از آن استرابون جای آنان را در کشور پهناور ماد ذکر کرده و آنان را «کورتی» نامیده است. طبق روایات مورخان قدیم و شاهنامه‌ی فردوسی، دسته‌های بسیاری از کردان در فارس سکونت داشته‌اند، از آنجمله است طایفه‌ی شبانکاره. هنگام ظهور اردشیر بابکان یکی از رؤسای این طایفه به نام جوزهر شهر استخر را دردست داشت و ساسان از خاندان کردان بازرنگی که طایفه‌ای از شبانکاره بودند زنی خواست و بابک از او بوجود آمد

در همین رابطه «لمبرت» به نقل از «رشید یاسمی» می‌گوید: «نه تنها کردهای پارس بزرگترین پشتیبان قدرت نظامی و جنگی ساسانیان بودند، بلکه اردشیر اول، موسس امپراطوری، خود یک کرد بود. او می‌گوید: ساسان پدر بزرگ اردشیر با «رام بهشت» از کردهای مازنجان ازدواج کرد که بنا به عقیده استخری، یکی از پنج طایفه‌ی کرد پارس بود. فرزندشان بابک از خویشاوندی و پیوندهای کردی خود استفاده کرد و فرزندش اردشیر را به عنوان حاکم دارابگرد فرستاد، که مرکز چوپانان، یا شبانکاره بود. اتحادیه‌ی بزرگ عشایر که بازنجان به آن تعلق داشت، در شورش اردشیر علیه اردوان پنجم(آخرین پادشاه اشکانی)، حامی اصلی او بوده‌اند. بعد از اینکه اردشیر خود را شاه شاهان اعلام کرد، اتحادیه‌ی بزرگ عشایر به او یاری کرد. اردوان نامه‌ی توهین آمیزی به اردشیر نوشت؛ این نامه توجه ما را به اصل و نصب کردی اردشیر جلب می‌کند« یعنی تو پای از گلیم خویش بیرون نهادی و مرگ را به جانب خویش خواندی. کردنژاد که در چادر کردها پرورده شده‌ای تو را که رخصت داد که آن تاج را بر سر گذاردی.»(لمبرت،1367:102)

لمبرت ضمن اینکه کردهای فارس را با لرها و بختیاری‌ها نزدیک می‌داند، می‌نویسد: « قطعی‌ترین همه‌ی اینها، این حقیقت است که واژه‌ی کرد در زبان فارسی و متون عربی صرفاً به معنی چادرنشین است و بر هیچ نوع ویژگی نژادی دلالت نمی‌کند. در این حالت است که نامه‌ی اردوان پنجم توهین آمیزتر می‌گردد. چون در آن، وی، اردشیر را یک چادرنشین نادان خطاب می‌کند. »(لمبرت، 1367 :103)

اما در بخشی از كارنامه‌ی اردشير بابكان كه کتابی است از دوران ساسانیان، این نظریه‌ی لمبرت که کرد بر نژاد دلالت ندارد، رد می‌شود. در این بخش چنين آمده است: «و ساسان شپان پاپك بود و همواره با گوسپندان بود و از تخمه‌‌ی دارای دارايان(داریوش هخامنشی) و اندرش خدايی الاسكندر بگريز و نهان روشی بود و با كرد شپانان بسر می‌برد ....» بنابراين منظور از اين عبارت "كرد شپانان"، يعنی شپانانی كه از تبار كرد بوده‌اند می‌باشد و مسلما منظور از واژه‌ی "كرد" در متن‌های سده‌ی سوم هجری به بعد نیز چيزی غير از نژاد كردی نيست. متاسفانه برخی از تاریخ نویسان و محققان غربی، بر این عقیده‌اند که واژه‌ی کرد بر نژاد دلالت نمی‌کند و به معنای کوچ‌گران و چادرنشنیان است، اما این به دور از منطق و استدلال درست است. زیرا همانطور که در کارنامه‌ی اردشیر بابکان می‌بینیم، کرد در واژ‌ه‌ی "کرد شپانان"، به تبار و نژادی خاص دلالت می‌کند. بعلاوه آنکه در کتب تاریخی یونان بارها به مردمانی با نام کردوک و کاردوخ اشاره شده‌است.

«استرابون» جغرافيدان و مورخ يونان باستان در چند قرن پيش از ميلاد درباره‌ی چگونگی تربيت و پرورش بدنی جوانان كرد می‌نويسد: «جوانان پارسی(اینجا منظور ایرانی است، چون در آنزمان یونانیها ایران را به خاطر مرکزیت شهر پارسه یا تخت‌جمشید، پارس می‌نامیدند) را چنان تربيت می‌كنند كه در سرما و گرما و بارندگی، تاب و توان داشته،‌ ورزيده باشند. شب در هوای آزاد به حشم داری بپردازند و میوه‌ی جنگلی مثل بلوط و... بخورند، اينها را كردك (kardak) گويند. مردم کردک از غارت زندگی می کنند و کردک به معنی دلیر است».

«حشمت الله طبیبی» در خصوص واژه کرد می‌نویسد:

«آنچه اکثر محققین و نویسندگان قدیم و جدید بر آن اتفاق نظر دارند این است که قبل از آمدن قبایل کرد ایرانی به ناحیه‌ی کردستان، قوم آریایی نژاد دیگری به نام (کاردو) در این سرزمین ساکن و دارای تمدن بالنسبه مهمی بوده‌اند که با مهاجرین هم نژاد خود در هم آمیخته و در هم مستحیل شدند و در نتیجه مهاجرین نیز به همان نام نامیده شدند.»طبیبی، حشمت الله، مقاله نخست، در کتاب تحفه‌ی ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان، نوشته‌ی میرزا شکرالله سنندجی. ص 5.

این در حالی است که در کتیبه‌‌‌های آشوری و بابلی واژه‌‌ی کاردو به معنی نیرومند و پهلوان می‌باشد. و حتی بر فرض درست بودن این گفته‌ی استاد طبیبی(مستحیل شدن کردهای امروزی با کاردوها)، باز می‌توان ادعا کرد که واژه‌ی کرد به معنای دلیر و پهلوان است.

«بدليسی»نیز در شرفنامه (تاريخ مفصل کردستان) در مورد لفظ کرد می‌گويد: «لفظ کرد تعبير از شجاعت است چراکه اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از اين طايفه برخاسته‌اند، مانند رستم زال که در ايام حکومت پادشاهی کی‌قباد می‌زيسته از طايفه‌ی اکراد بوده و چون تولد او در سيستان بوده‌، به رستم زابلی اشتهار يافته است. و کسانی چون آرش کمان‌گير(در زبان کردی آرش به معنی آتش سياه می‌باشد، آرش مخفف کلمه‌ی آررش است، آر به معنی آتش و رش نيز به معنی سياه)، فريدون(فريدون در زبان کردی به‌ معنای عالم، دانشمند و کسی‌ که بيشتر می‌داند است، فری(فره) به معنی خيلی‌زياد و دون به معنی دانستن و فهميدن)، بهرام چوبين، ميلاد و فرهاد کوه‌کن همگی کرد بوده‌اند

امروزه به کردهای نوحی ایلام و خانقین در کردستان عراق کرد فیلی(فه‌یلی یا فهلوی) می‌گویند، حتی لرهای لرستان را نیز لر فیلی می‌نامند. که واژه‌ی فه‌یلی دگرگون شده‌ی واژه‌ی پهلوی می‌باشد و پهلوی در لغت‌نامه‌ی دهخدا منسوب به پهله و به معنی پهلوان است:

بیاورد پس جامه‌ی پهلوی

یکی اسب با آلت خسروی

همه جامه‌ی پهلوی کرد چاک

خروشان بسر بر همیریخت خاک[فردوسی]

با توجه به این تفاسیر و منابع موجود می‌توان اثبات کرد که واژه‌ی کرد در حقیقت صفتی بوده که به مردم این بخش از ایران باستان می‌داده‌اند و به معنای دلیر و پهلوان می‌باشد. جالب است که هنوز نیز صفت پهلوان برای مردمان زاگرس و خصوصا کردها به کار می‌رود و واژه‌‌ی "گرد" نیز می‌تواند شکل دیگری از واژه‌ی کرد باشد و اگر واژه‌ی کرد معرب واژه‌ی گرد نباشد، حداقل از لحاظ معنا و محتوا با آن هم معنی و مترادف است.

نکته: در صورت یافتن منابع بیشتر در این رابطه، آنرا به ادامه‌ی جستار خواهم افزود.

نوشته‌ی: جهانگیر ولیان(جانی کرماشان)

====================================================

فرنگیس کاویان 1390 اسلام اباد غرب

برداشت با ذکرمنبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در دوشنبه هشتم اسفند 1390 و ساعت |
 

" کوردی هه ژار "

(کورد فقیر)

جدید ترین کلیپ استاد ناصر رزازی

 

 

جهت دانلود کلیپ روی کوردی هه ژار کلیک نمایید.

*************************************************

فرنگیس کاویان ۱۳۹۰ اسلام آباد غرب

برداشت با ذکر منبع بلامانع میباشد.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در یکشنبه هفتم اسفند 1390 و ساعت |

***  غرولند *** 

 شیر کو بیکس

شعر «غرولند» داستان پسر بچه‌ای کرد است که در میدان بزرگ شهر شام به واکس زدن مشغول است و از دیگران تقاضا می‌کند که کفش‌هایشان را واکس بزند، و هنگام غروب در حالیکه خسته و نا امید گشته، به فکر  واکس زدن کفشهای خدا میافتد و با خود به زمزمه می‌پردازد...

«ورته‌ ورتێ»

ئێواره‌ بوو!

حه‌مه‌ بچکۆلی بۆیاخچی

سه‌ری ماندووی داخستبوو

له‌ سووچێکی گۆڕه‌پانه‌ گه‌وره‌که‌دا

له‌ناوه‌ندی دڵی شاما

له‌سه‌ر کورسیه‌ نزمه‌که‌ی خۆی دانیشتبوو

په‌یتا په‌یتا

وه‌کو فڵچه‌ی نێوان ده‌ستی

جه‌سته‌ی له‌ڕی رائه‌ژه‌نی

حه‌مه‌ بچکۆلی ئاواره‌

له‌به‌ر خۆوه‌ به‌ ورته‌ ورت

ئه‌مه‌ی ئه‌وت:

تۆ بازرگان قاچت دانێ

تۆ مامۆستا قاچت دانێ

تۆ پارێزه‌ر قاچت دانێ

ئه‌فسه‌ر، سه‌رباز، جاسووس، جه‌لاد

کوڕی باش‌و هه‌رچی‌و په‌رچی

هه‌رهه‌مووتان یه‌ک له‌دوای یه‌ک

قاچتان دانێن

که‌س نه‌ماوه‌

هه‌ر خوا ماوه‌

له‌و دنیا دڵنیام

ئه‌ویش ئه‌نێرێ به‌شوێن کوردێکدا

پێڵاوه‌که‌ی بۆ بۆیاخ بکات

ره‌نگه‌ ئه‌و کورده‌ش هه‌ر من بم

ئای دایه‌ی گیان

ئه‌وه‌ ئه‌بێت پێڵاوی خوا چه‌ند گه‌وره‌ بێت؟!

ژماره‌ چه‌ند له‌پێ بکات!

ئای دایه‌ی گیان

ئه‌ی بۆ پاره‌ خوا چه‌ند ئه‌دات؟!

ئه‌بێت چه‌ند بدات …!

 *********************************************************

برگردان شعر به فارسی:

«غرولند »

شامگاه بود

محمد، پسر کوچولوی واکسی

از فرط خستگی گردنش خم گشته بود

در گوشه‌ای از میدان بزرگ

در مرکز شهر شام

بر روی چهارپایه‌ی کوچک خود نشسته بود

و پی‌ در پی

مانند فرچه توی دستش

اندام نحیف و لاغر خود را تکان میداد

محمد کوچولوی بی‌خانمان

با خود غرولند کنان

این چنین می‌گفت:

تو ای بازرگان پایت را بگذار

تو ای استاد پایت را بگذار

تو ای وکیل پایت را بگذار

افسر، سرباز، جاسوس، جلاد

پسر خوب و آدم بی سر و پا

همگی یکی بعد از دیگری

پایتان را بگذارید

کسی نمانده

تنها خدا مانده

در آن دنیا هم مطمئنم

او هم سراغ کردی را خواهد گرفت

تا کفشهایش را واکس بزند!

شاید آن کرد هم من باشم

آخ ... مادر جان

تو گویی که کفشهای خدا چقدر بزرگ است؟!

شماره چند می‌پوشد؟!

آخ مادر جان

راستی برای دستمزد

خدا چقدر می‌پردازد؟!

باید چقدر بدهد...؟!!!

 ******************************************************************

فرنگیس کاویان 1390 اسلام اباد غرب

برداشت با ذکر منبع بلامانع میباشد.

+ نوشته شده توسط فرنگیس کاویان در جمعه پنجم اسفند 1390 و ساعت |